می‌آمد و هر سو نظری می‌افکند

می‌آمد و هر سو نظری می‌افکند بر هر طرف از لب شکری می‌افکند گه‌گه به کرشمه سوی ما می‌نگریست وز ناز نظر بر دگری می‌افکند

Continue Reading...

اشکم چو عقیق است ز درج گهرت

اشکم چو عقیق است ز درج گهرت پشتم چو کمان گشت ز تیر نظرت ای عهد تو همچون زلف تو جمله شکن ای وعدهٔ تو…

Continue Reading...

جز خار نروید ز گلستان دلم

جز خار نروید ز گلستان دلم جان دست فروشسته ز درمان دلم در کسوت یوسفم به ظاهر لیکن گرگ آبادیست چاه ویران دلم

Continue Reading...

ای روی تو از لطافت آینهٔ روح

ای روی تو از لطافت آینهٔ روح خواهم که قدمهای خیالت به صبوح در دیده کشم ولی ز خار مژه‌ام ترسم که شود پای خیالت…

Continue Reading...

حال من خاکسار می‌بین و مپرس

حال من خاکسار می‌بین و مپرس می‌سوز از انتظار و می‌بین و مپرس سودا زده‌ای چو من نیامد به جهان اینک من و روزگار می‌بین…

Continue Reading...

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و…

Continue Reading...

درد دلم از شمار دفتر بگذشت

درد دلم از شمار دفتر بگذشت این قصه به هر محفل و محضر بگذشت این واقعه در جهان شنیده است کسی من تشنهٔ آب و…

Continue Reading...

دیدم گل سرخ سخت پیراسته بود

دیدم گل سرخ سخت پیراسته بود بلبل به دعای سحرش خواسته بود بس تازه و دلگشا و آراسته بود گویی که به روی صبح بر…

Continue Reading...

جز من به دم سحرگهی مست که شد؟

جز من به دم سحرگهی مست که شد؟ بی می به سماع خرگهی مست که شد؟ از هش بروم چو بوی نرگس شنوم بر بوی…

Continue Reading...

دی غرق عرق در آفتابش دیدم

دی غرق عرق در آفتابش دیدم همچون گل تازه بی‌حجابش دیدم دیدم به جمال او جهان را زآن روی چون مردمک دیده در آبش دیدم

Continue Reading...