ای عالم علم جاودان از درگاه

ای عالم علم جاودان از درگاه دربان ملک مرا براند از درگاه چون قصد سلام داشتم چندین راه از بهر سلام کرده ام چندین گاه

Continue Reading...

آن زلف سیه بلای جانست ای جان

آن زلف سیه بلای جانست ای جان جانم ز نهیب او بجانست ای جان بند و گره شیفتگانست ای جان در هم شده و شیفته…

Continue Reading...

آرام دل ولی ملک مملانست

آرام دل ولی ملک مملانست از مهر و وفا ملی ملک مملانست بر تیغ ظفر حلی ملک مملانست در جنگ به از علی ملک مملانست

Continue Reading...

هندو بچه ای ببرد از راه دلم

هندو بچه ای ببرد از راه دلم در چاه بلا فکند ناگاه دلم گر بر نارد ببوسه از چاه دلم یکباره برآید از دلم آه…

Continue Reading...

ماننده شیر نرّ شمس الدین است

ماننده شیر نرّ شمس الدین است بر خلق فکنده فرّ شمس الدین است نیک و بد و خیر و شرّ شمس الدین است شاهان سر…

Continue Reading...

عناب لبا چو برگ عناب شدی

عناب لبا چو برگ عناب شدی بدرنگ بیامدی و بشتاب شدی نادیده منت تمام نایاب شدی چون رنگ بیامدی و چون آب شدی

Continue Reading...

خون جگر ما بقمی بیش نبود

خون جگر ما بقمی بیش نبود وین دوزخ آه ما دمی بیش نبود آن قطرهٔ خونابه که دل می‌گفتند از دیده فرو ریخت نَمی بیش…

Continue Reading...

تابنده چو خورشید ملک مملانست

تابنده چو خورشید ملک مملانست مانندهٔ جمشید ملک مملانست فرخنده چو افرید ملک مملانست چون ایزد جاوید ملک مملانست

Continue Reading...

تا بندهٔ آن رخان تابنده شدم

تا بندهٔ آن رخان تابنده شدم همچون سر زلفین تو تابنده شدم در پیش تو ای نگار تابنده شدم چون مهر فروزنده و تابنده شدم

Continue Reading...

با من ز قضای بد برآشفت دیار

با من ز قضای بد برآشفت دیار آرام دلم یکی و خصمان بسیار درمانده تر از من اندر آفاق بیار مظلوم ز روزگار و مهجور…

Continue Reading...