غزلیات قاسم انوار
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست این کار اگر برآید، پس کار کار ماست ما در میان نار محبت بسوختیم بعد از فنا…
مرا یاریست، اندر گاه و بیگاه
مرا یاریست، اندر گاه و بیگاه چو ساغر همدم و چون سایه همراه ازین نزدیک تر نزدیک نبود دم از دوری مزن در قرب درگاه…
ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم
ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم با خود از عشق چه گوییم؟ که عین آنیم هر بلائی که فرستی بمن، آن…
لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار
لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار نغمه ققنوس را با جقبق عقعق چه کار؟ حس نداری، گر ندانی بوی دوزخ از بهشت خوار…
گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی
گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی یک جرعه تصدق طلب از ساقی جامی در بیشه شیران همه شیران سرافراز زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی…
گاهی درون پرده عزت نهان شود
گاهی درون پرده عزت نهان شود گاهی هزار پرده بدرد،عیان شود گاهی درون پرده جهانی بهم زند گاهی برون پرده جهان در جهان شود گه…
غرق آن بحر محیطست دل شیدایی
غرق آن بحر محیطست دل شیدایی غرق آن بحر چنان شو،که ازو برنایی طبل پنهان مزن،ای دوست، دگر زیر گلیم که کلیمی و ملک سای…
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست پیش دوران طریقت این سخن مشهور نیست رمز مستان معانی را نداند عقل دون صیدبازان…
صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود
صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود کارش نکو بود اگرش جست و جو بود واعظ، مکن مبالغه، ترسم که زهد ما در راه عشق…
سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم
سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم وقت سرود ماست، گهی زیر و گاه بم گر عید عیش نیست پس این زینت از کجاست؟ صحرا…





