غزلیات قاسم انوار
جعل را چند ازین تحسین و تمکین؟
جعل را چند ازین تحسین و تمکین؟ جعل اماره راهست و بد دین جعل را گفتم از سرگین گذر کن بساتینست در صحن بساتین جعل…
تویی،که مرهم ریشی و غایت مقصود
تویی،که مرهم ریشی و غایت مقصود جناب حضرت محبوب عاقبت محمود مرا که طاقت هجران نمانده است،ای دوست بیا که عمر عزیزست،میشود نابود یقین که…
تا گرد ماه، سنبل مشکین نهادهای
تا گرد ماه، سنبل مشکین نهادهای بس داغها که بر دل مسکین نهادهای بر عارض تو زلف سمن سا چه حکمت است؟ یعنی بهجنب فاتحه…
پیر مغان کجاست؟ که آن مرد دوربین
پیر مغان کجاست؟ که آن مرد دوربین چون فکر در دل آمد و چون شیر در کمین هرجا که هست پیر مغان، با هزار جان…
بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان
بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان ازین سودا خبر داری، ز سودا آیتی بر خوان بیا، ای جان «الله » خوان، مترس از…
بنادانان مگو سر حقایق
بنادانان مگو سر حقایق که هر گوشی سخن را نیست لایق ولی گر فرصتی باشد توان گفت بگوش جان عذرا، سر وامق سخن از توبه…
بس بمساجد شدیم بهر تولا
بس بمساجد شدیم بهر تولا مسجد اقصی کجاست؟ مسجداقصا؟ مسجد اقصای ماست بلده طیب مسجد اقصی کجاهاست؟ «دنی فتدنا» مسجد اقصی ظهور قدس تجلی مسجد…
بحق صحبت دیرین مرا مران بخجالت
بحق صحبت دیرین مرا مران بخجالت بآستین ملامت ز آستان کمالت دلم بغیر جناب تو هیچ جای ندارد بحق شام فراقت، بحق صبح وصالت بخود…
باده می نوشم و سودای تو در سر دارم
باده می نوشم و سودای تو در سر دارم آیت مصحف سودای تو از بردارم زرعم اینست که کشتم بهمه عمر عزیز من ندانم که…
آیینه تیره شد، ز چه تیره است آینه؟
آیینه تیره شد، ز چه تیره است آینه؟ چون رو به روی دوست ندارد هرآینه مرآت دل به مصقله ذکر پاک کن تا روی دوست…





