غزلیات قاسم انوار
گم کردهایم راه و ندانیم پیشگاه
گم کردهایم راه و ندانیم پیشگاه زان سوتَرَک رویم، کزان سوتَر است راه شب تا سحر ز گریه ما هیچ کس نخفت تا روی دل…
گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست با روی تست روی دلم، هر کجا که هست جانم فدای ساقی و دردی درد او کز نیم…
کسی که روی تو بیند چگونه شاد نباشد؟
کسی که روی تو بیند چگونه شاد نباشد؟ مرید عشق تو،ای دوست،نامراد نباشد مرا،که قبله جان روی تست اول و آخر یقین که خوشتر ازین…
عید و بر قندان تویی، ای جان جان جان من
عید و بر قندان تویی، ای جان جان جان من صد هزاران جان فدای عید و بر قندان من من در آن حسن جهانگیر تو…
عاشق قرین مهر و وفا هرکجا که هست
عاشق قرین مهر و وفا هرکجا که هست عارف قرین صدق و صفا هر کجا که هست غیر تو نیست، هست حقیقی، بهیچ حال باری،…
صبح ازل ز مشرق انوار بردمید
صبح ازل ز مشرق انوار بردمید از نور روی یار به ما لمعهای رسید ایام هجر یار ز اندازه درگذشت صبحی ز نو برآمد و…
سفر گزیدم ازین آستان کون و فساد
سفر گزیدم ازین آستان کون و فساد بر آسمان معالی، سفر مبارک باد! مبارکی چه بود؟آنکه یار پیش آید بشیوهای ملاحت، برای حسن رشاد رشاد…
ساقی مرا ز باده ناب مغانه داد
ساقی مرا ز باده ناب مغانه داد دردی درد داد ولی در میانه داد زاهد صباح کژمژ و خرم همی رود ساقی مگر که رطل…
ز ذوق عالم عرفان کجا خبر دارد
ز ذوق عالم عرفان کجا خبر دارد کسی که همت دون،فکرمختصردارد؟ کسی بوصف نکو راه یابد اندر دل اگر بحسن و لطافت رخ قمر دارد…
رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست
رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست گنه رنگ رزست این و تو گویی خم راست رنگ رز کافر اماره آواره بود قول…





