غزلیات قاسم انوار
مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟
مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟ که جمالش همگی نور دل و دیده ماست من بدان یار گرامی برسیدم دیدم که همه نور تجلی…
مگو ز سختی این ره، چو دوست همراهست
مگو ز سختی این ره، چو دوست همراهست مجوی حیله درین ره، که یار آگاهست اگر تو جان و دلت را بیاد حق داری همیشه…
مرا هوای تو اندر میانه جانست
مرا هوای تو اندر میانه جانست مگو حکایت سامان، چه جای سامانست؟ اگر ز جام تو جانم بجرعه ای برسد هزار جور و ملامت کشیدن…
ماه عیانست روی یار چه گویم؟
ماه عیانست روی یار چه گویم؟ درصفت حسن آن نگار چه گویم؟ مصحف حسنت بخط خوب غبارست من صفت آن خط غبار چه گویم؟ سوخت…
لب عالم منم،چه لب؟لب لب
لب عالم منم،چه لب؟لب لب منکر این سخن مباش، «فتب » عقل و جانم ربود و حیران ساخت این بود شاق عشق ونشائه حب گر…
گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا
گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا از عشق بد این وحدت شمعون و مسیحا با عشق درآمیز و ز اغیار بپرهیز چون فرد شوی عشق…
گر با تو دمی محرم اسرار توان بود
گر با تو دمی محرم اسرار توان بود بر ملک و ملک فایض انوار توان بود با ابروی تو محرم محراب توان شد با چشم…
غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست
غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست بنام گفتمش این غم ولی نه غم، نعمست زد رد درد تو مستیم و فاش…
عجب رعنا و زیبایی، چه گویم؟
عجب رعنا و زیبایی، چه گویم؟ عجایب ترک یغمایی چه گویم؟ عجب حسن و عجب لطفی! عجب جان! عجب تر از عجب هایی چه گویم؟…
صدبار فکر کردم و صد راه آزمود
صدبار فکر کردم و صد راه آزمود بیچارگیست چاره،زیانست عین سود فریاد جان ما همه از درد دوریست گرنیست آتشی ز کجا خاستست دود؟ گرمنع…





