غزلیات قاسم انوار
بدرویشی دلی گر بود و جانی
بدرویشی دلی گر بود و جانی مسجل شد بملک دلستانی مرا در کوی جانان خانه ای هست مبارک مسکنی، خوش خان و مانی! چه سود…
باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت
باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت سوک ما سورشد امروز کزین سو بگذشت برگذشت ازمن بیدل جگرم خون شد و باز قطره ام قطره…
با روی دل فروزت عیشیست جاودانی
با روی دل فروزت عیشیست جاودانی ای منبع مکارم وی معدن امانی عیشیست جاودانی، گر ره بری بدانی بر چهره مشعشع گیسوی ارغوانی از جان…
ای کوس کبریای تو در لامکان زده
ای کوس کبریای تو در لامکان زده وی آتش هوای تو در ملک جان زده عشقت بغیرت آمده و قهرمان شده آتش میان خرمن صاحبدلان…
ای دوای درد بیماران، سلام علیکم
ای دوای درد بیماران، سلام علیکم ای شفای راحت هر جان، سلام علیکم پیش چشم مست مخمور تو سر بنهاده اند جمله مستان جمله هشیاران،…
ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟
ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟ ای دل و دلدار من، نام تو امروز چیست؟ هر دو جهان نام تو، قصه و پیغام…
آن ماه دل افروز که رشک قمر آمد
آن ماه دل افروز که رشک قمر آمد در پرده نهانست ولی پرده در آمد گلهای بساتین همه نالند چو بلبل چون حسن تو در…
آفتابیست جمالت که جهان پرتو اوست
آفتابیست جمالت که جهان پرتو اوست همه را از همه رو روی بدان روی نکوست تا جمال تو بدیدم خوش و خندان گشتم همه شب…
از دولت دیدار تو دل را غم جان نیست
از دولت دیدار تو دل را غم جان نیست جان را ز غم عشق تو پروای جهان نیست در کوی تو گم شد پی عشاق…
«هدی للمتقین » گفتند یعنی
«هدی للمتقین » گفتند یعنی بصورت وا ممان از صرف معنی بگو تقوی چه باشد؟ راه پاکان هدایت، رفتن از مولی بمولی حیات از حق…





