غزلیات قاسم انوار
«عز من قائل » چه گفت اله؟
«عز من قائل » چه گفت اله؟ «قوله لا اله الا الله » گفت در کون کاینا ما کان همه بر وحدت منند گواه «لا»…
یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتن
یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتن این خانه را به وشتن گلشن کنید، گلشن یارم ز در درآمد، با حسن و زیب و…
هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی
هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی نظر لطف تو مستبشر ابواب معانی علم از کوه برآمد، غم و اندوه سرآمد ز خدا صد خبر آمد،…
هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند
هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند عاشق کسی بودکه دل وجان فدی کند فارغ شد از جهان، بحیات ابد رسید هر جان معتقد…
نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را کزین درگاه می رانند دایم دربدر ما را ازین معنی چه دلشادم، قرین دولت افتادم ازین…
منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماند
منگر بعاشقان،که ز صد یک نشان نماند معشوق را ببین که ز صد یک نشانه ماند تا آتش هوای تو در دل زبانه زد مارا…
مقررست و معین، برای اهل کمال
مقررست و معین، برای اهل کمال هزار بانگ «تعالی »، هزار جام زلال ز فکر هر دو جهانم خلاص داد تمام شراب ناب الهی، ز…
مرا نور یقین همراه جانست
مرا نور یقین همراه جانست سرم با دوست سر بر آستانست مرا گوید میان درد و غم باش معین شد که سری درمیانست ز حد…
ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم سالها شد کین منادی را بعالم می زنیم آمدن ما را بدین عالم، بگو معنیش…
گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود
گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بود خوش سلسله ای بود، که در گردن ما بود هر حال که در حسن مودت دل ما داشت…





