«الا یاایهاالساقی »، مرا جام مصفا ده

«الا یاایهاالساقی »، مرا جام مصفا ده که سرمستی و قلاشی ز زهد و توبه ما به کمان ابرو بتیرم زد، ز ذوق تیر مژگانش…

Continue Reading...

یار ببازار کاینات برآمد

یار ببازار کاینات برآمد نعره هیهات از جهات برآمد صبح وصالش دمید در همه جایی هر طرفی بانگ الصلات برآمد جمله ذرات گشت زنده جاوید…

Continue Reading...

هله! ای دوست بیا باده بخور، غصه مخور

هله! ای دوست بیا باده بخور، غصه مخور هر که او باده نخوردست از این کوچه بدر عشق ما را بخرابات حقایق برساند این چنین…

Continue Reading...

هر که او را هوس منصب اعلا باشد

هر که او را هوس منصب اعلا باشد قبله جان و دلش زلف چلیپا باشد عاشقی را،که بهمت زد و عالم بگذشت میل جانش همه…

Continue Reading...

نعم الفقیه، حال مدرس کجا رسید؟

نعم الفقیه، حال مدرس کجا رسید؟ در وصف حق نه هیچ سخن گفت و نه شنید حظ از حواس داشت، زمعنی نداشت جان نقش جهان…

Continue Reading...

من معدن اسرارم، اما بنمی گویم

من معدن اسرارم، اما بنمی گویم من ابر گهربارم،اما بنمی گویم در خانقه صورت در زاویه معنی من طالب آن یارم،اما بنمی گویم در آرزوی…

Continue Reading...

معراج عاشقی، که فنا در پی فناست

معراج عاشقی، که فنا در پی فناست در طور عشق شیوه مستان کبریاست با عقل کم نشین،که مقام تحیرست همراه عشق شو، که صفا در…

Continue Reading...

مرا چون عاشقی دارالامانست

مرا چون عاشقی دارالامانست دلم با دوست سر بر آستانت ز «سبحان الذی اسری » بمقصود همه ره کاروان در کاروانست همه گم کرده اند…

Continue Reading...

ما سوز عشق را به دو عالم نمی‌دهیم

ما سوز عشق را به دو عالم نمی‌دهیم به یک جرعه‌ای ز جام به صد جم نمی‌دهیم نامحرمان ز صحبت ما غافلند و ما این…

Continue Reading...

گفت حق «کل من علیها فان »

گفت حق «کل من علیها فان » بفنا راضیم برغبت جان مشکل «کان » ز «شان » شود روشن مشکل «شان » ز جان الله…

Continue Reading...