ما در دل و جان آتش سودای تو داریم

ما در دل و جان آتش سودای تو داریم و اندر دو جهان عشق و تمنای تو داریم مستیم بحدی که سر از پای ندانیم…

Continue Reading...

گر همه میل دلت جانب سلما باشد

گر همه میل دلت جانب سلما باشد خاطر آشفته آن زلف چلیپا باشد روز محشر،که بیارد همه کس دست آویز جان ما را هوس عشق…

Continue Reading...

گر بنالم من از این درد که در دل دارم

گر بنالم من از این درد که در دل دارم بس عجب نبود اگر رحم کند دلدارم کهنه گنجیست درین کنج نهانی پنهان ترک سر…

Continue Reading...

غیر از تو کس دگر نداریم

غیر از تو کس دگر نداریم وز تو نفسی بسر نداریم ماییم و دلی بهر دو عالم جز کوی تو مستقر نداریم گویند که عشق…

Continue Reading...

عزت عشق بود غیرت یار

عزت عشق بود غیرت یار که ندادند منکران را بار بسط بحر حیات عرفان بود که گشادند کافران زنار دار را چون بدید گفت حسین…

Continue Reading...

طالبانی که اسیرند درین حبس بدن

طالبانی که اسیرند درین حبس بدن عیسی جان نشناسد ز گهواره تن آینه گفت ترا زشت و سیه رویی داشت بر رخ خویش زن، ای…

Continue Reading...

شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد

شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد سرنگهدار،که آن مونس دلدار آمد یار از خلوت جان جانب بازار رسید گل بقنطار شد و مشک بخروار آمد…

Continue Reading...

سخن در سر عاشق کمترک گوی

سخن در سر عاشق کمترک گوی درین میدان نمی شاید زدن گوی سر مویی نمیدانی ز اسرار ز تو گر هست باقی یک سر موی…

Continue Reading...

زمانی یار شو، گر یار باشی

زمانی یار شو، گر یار باشی اگر با ما نباشی با که باشی؟ دلم را از تو دوری نیست ممکن که جان را خواجه ای…

Continue Reading...

روی مه را جلوه دادی، زلف میگون تاب ده

روی مه را جلوه دادی، زلف میگون تاب ده گلبن جان مرا از جوی وصلت آب ده گر تو مرد آشنایی وقت را فرصت شمار…

Continue Reading...