جگر گرمست و آهم سرد و دل خون

جگر گرمست و آهم سرد و دل خون خرد آشفته و جان مست و مجنون بدور دوست خوش حالیم و فارغ ز ملک خسرو و…

Continue Reading...

جان ببوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت

جان ببوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت دل بیاد چشم او در کنج هر میخانه رفت زاهدا،در دور چشم مست یار از باده…

Continue Reading...

تن زنده بجان آمد و جان زنده بجانان

تن زنده بجان آمد و جان زنده بجانان جان راهبر دل شد و دل راهبر جان گر ترس سرت هست، برو، خواجه، ازین کوی کاغشته…

Continue Reading...

پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات

پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات ما با تو بوده ایم در اطوار کاینات اندر میان حکایت پیغام در گذشت چون با منی همیشه…

Continue Reading...

بیا، که عشق برافراخت سنجق سلطان

بیا، که عشق برافراخت سنجق سلطان بیا، که شهر شد ایمن ز حیله شیطان هزار شهر بگردیدم از فلک بفلک بغیر حضرت السان نیافتم همه…

Continue Reading...

بنده را هست سؤالی و نه آن حد منست

بنده را هست سؤالی و نه آن حد منست که چرا لعل لبت رشک عقیق یمنست؟ حد من نیست ولی عشق سخن می گوید چون…

Continue Reading...

بسودای تو خوش حالیم و دلشاد

بسودای تو خوش حالیم و دلشاد بدردت آرزومندیم و معتاد چو عالم رابقایی نیست، خوش باش بیا، می خور، که بربادست بنیاد مدامم وقت خوش…

Continue Reading...

بخون آغشته ام، درمان من چیست؟

بخون آغشته ام، درمان من چیست؟ عجب آشفته ام، سامان من چیست؟ مرا عشق آتشی در جان نهادست چه می داند کسی در جان من…

Continue Reading...

باز دست عشق عقلم را گریبان میکشد

باز دست عشق عقلم را گریبان میکشد باز جان سوی حریم عز سلطان میکشد باز در خم خانه وحدت ز جام معرفت روح پاکم جرعه…

Continue Reading...

آیینه سبب گشت که روی تو عیان شد

آیینه سبب گشت که روی تو عیان شد روی تو سبب بود که آیینه نهان شد از شرم رخت گشت نهان آینه، آری چون حسن…

Continue Reading...