دل چه دیدست؟ که دیوانه آن یار شدست

دل چه دیدست؟ که دیوانه آن یار شدست جان چه نوشید؟ که پیمانه اسرار شدست فتنه و شور قیامت ز روانها برخاست مگر از خلوت…

Continue Reading...

در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟

در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟ تا بگویم بیقین منزل آن یار کجاست همه مستند و خرابند ز غفلت، هیهات! دل و جانی…

Continue Reading...

در دل از شوق تو شوریست که نتوان گفتن

در دل از شوق تو شوریست که نتوان گفتن با خیال تو حضوریست که نتوان گفتن با وجود سر کویت هوس حور و قصور هر…

Continue Reading...

خورشید منور ز جمال تو هویداست

خورشید منور ز جمال تو هویداست در مشرب عذب تو چه گویم که چه سرهاست؟ عارف نکند منع من از عشق تو، آری مجنون چه…

Continue Reading...

حالت جان مرا پیر مغان می‌داند

حالت جان مرا پیر مغان می‌داند آنکه پیوسته ز پیدا و نهان می‌داند همت پیر مغان را چه توان گفت؟ که او قیمت راهبر و…

Continue Reading...

چندان که گفتم خاطر مرنجان

چندان که گفتم خاطر مرنجان رنجید و رنجاند آن شاه خوبان با آه سردم، با روی زردم سر در بیابان، مانند باران آشفته حالم، بی…

Continue Reading...

جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی

جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی که هر جدید درو لذتیست وین تو ندانی پس از مجاورت چاه دید یوسف کنعان بمصر عالم صورت…

Continue Reading...

تو نور یقین آمدی و رهبر راهی

تو نور یقین آمدی و رهبر راهی از نور جمالت نتوان گفت کماهی عارف بگرفتست بیک حمله تجرید از دولت دیدار تو از ماه بماهی…

Continue Reading...

تا که از جور زمان بر جگرم ریش رسد؟

تا که از جور زمان بر جگرم ریش رسد؟ حق بفریاد دل خسته درویش رسد من ز بیگانه نترسم،که درین راه مرا هر بلایی که…

Continue Reading...

پیر ما جامیست، اما در خور این جام نیست

پیر ما جامیست، اما در خور این جام نیست باده صافی نوشد، اما رند درد آشام نیست از شرابات خدا مستند ذرات دو کون لیک…

Continue Reading...