مشرب عذب مرا هر نفس از خم قدیم

مشرب عذب مرا هر نفس از خم قدیم می رسد باده صافی ز کرمهای کریم هرکسی دل بکسی داد ولی مشتاقان دل و جان را…

Continue Reading...

مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری

مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری مرا از لمعه روی تو هر لمعه است انواری اگر مقبول درگاهم، امیرم، خسروم، شاهم وگر…

Continue Reading...

ما در طلب دوست فراوان بدویدیم

ما در طلب دوست فراوان بدویدیم بسیار دویدیم ولیکن نرسیدیم تا لمعه رخسار تو بر جان و دل افتاد از دولت دیدار تو بر عرش…

Continue Reading...

گرچه در طور شریعت همه مأمورانیم

گرچه در طور شریعت همه مأمورانیم لیک در غور حقیقت همه ما میرانیم هست امیدی که بناگاه بمقصود رسیم که درین راه نرنجیم و نمی…

Continue Reading...

گر دردمند گردد دل، دولتی عظیمست

گر دردمند گردد دل، دولتی عظیمست چون دردمند او شد، دل بعد از آن سلیمست در راه عشق و وحدت حیرانی است و حیرت امید…

Continue Reading...

فروغ نور رخت آفتاب تابانست

فروغ نور رخت آفتاب تابانست ولی چه سود؟ که از چشم خلق پنهانست دقیقه ایست درین عشق مست عالم سوز در آن دقیقه نظر کن،…

Continue Reading...

عشق ما را هزار فن آموخت

عشق ما را هزار فن آموخت عشق ما را هزار حله بدوخت عشق ما را هزار بار خرید بار دیگر هزار بار فروخت عشق ما…

Continue Reading...

طلب‌کاری ز حد بگذشت و ما محروم و نامحرم

طلب‌کاری ز حد بگذشت و ما محروم و نامحرم دریغ این جان محروم از جراحت‌های بی‌مرهم! دلم از غم به جان آمد، ندانم تا چه…

Continue Reading...

شریعت در طریقت مستعینست

شریعت در طریقت مستعینست شریعت راه فخرالمرسلینست شریعت شیوه مردان راهست شریعت شاهراه مستبینست شریعت حکمت مردان راهست شریعت قصه حبل المتینست شریعت از امور…

Continue Reading...

سخنی می رود به صدق و صواب

سخنی می رود به صدق و صواب جان عالم تویی، به جان دریاب جمله ذرات رو بدان سویند که تویی جمله را ملاذ و مآب…

Continue Reading...