غزلیات قاسم انوار
طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست
طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست نشان عشق نجستن نشان بی طلبیست مگو که عشق حرامست در طریقت شرع که مست باده عشق اند اگر ولی…
شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟
شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟ به صد دفتر نشاید داد شرح درد مهجوری تو خدمت میکنی حق را، برای «جنت الماوی…
سر بلندی بین، که دایم در سرم سودای اوست
سر بلندی بین، که دایم در سرم سودای اوست قیمت هرکس بقدر همت والای اوست بنده آن چشم مخمورم، که از مستی و ناز در…
زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی
زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی جویان خدا باش، اگر مرد تمامی بیرون ز ره راست طریقی بخدا نیست گر پیر هری باشی، اگر احمد جامی…
روی هرکس که باندازه مرآت آمد
روی هرکس که باندازه مرآت آمد بعد ازین نوبت موسی و مناجات آمد «یوم تبیض و تسود وجوه »گفتند معنی نفی مگویید،که اثبات آمد روی…
دیده مشتاق و دلم میل فراوان دارد
دیده مشتاق و دلم میل فراوان دارد جانم از مسکن تن روی بجانان دارد بهمه حال ز جانان نشکیبد جانم جان زجان آمدو هم روی…
دلم از عشق تو مست است و جان مست
دلم از عشق تو مست است و جان مست جهان مست و زمین مست، آسمان مست همه عالم خرابات تو آمد جهان اندر جهان، اندر…
دل چه دیدست؟ که دیوانه آن یار شدست
دل چه دیدست؟ که دیوانه آن یار شدست جان چه نوشید؟ که پیمانه اسرار شدست فتنه و شور قیامت ز روانها برخاست مگر از خلوت…
در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟ تا بگویم بیقین منزل آن یار کجاست همه مستند و خرابند ز غفلت، هیهات! دل و جانی…
در دل از شوق تو شوریست که نتوان گفتن
در دل از شوق تو شوریست که نتوان گفتن با خیال تو حضوریست که نتوان گفتن با وجود سر کویت هوس حور و قصور هر…





