کتابت کی تواند داد داد بیقراران را

کتابت کی تواند داد داد بیقراران را سحاب خشک حسرت می‌دهد مشتاق باران را چه شد دیریست کز زلف بتان بویی نمی‌اری به امیدی نشاندی…

Continue Reading...

غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم

غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم ستم کردم به ناکامی، به محرومی جفا کردم هزاران شیوه در جور و جفا درج است خوبی…

Continue Reading...

عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را

عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را پر کند از شکوه شه آینة گدای را خیز و بیا و جلوه ده قامت جلوه‌زای را…

Continue Reading...

صبح بلبل به نوا برخیزد

صبح بلبل به نوا برخیزد گل پی نشو و نما برخیزد مزه دارد به سحر سیر چمن پیشتر زانکه صبا برخیزد ناله از عشق خوش…

Continue Reading...

شب در نظارة رخش ابرام کرده‌ایم

شب در نظارة رخش ابرام کرده‌ایم صد کار پخته از نگهی خام کرده‌ایم مازادة دیار قفس با شکست بال پرواز سرحدِ شکنِ دام کرده‌ایم کاری…

Continue Reading...

سایه‌ای ساقی به جرم توبه از ما وامگیر

سایه‌ای ساقی به جرم توبه از ما وامگیر تکیه بر لطف تو دارم جرم ما بر ما مگیر انتقام توبه محتاج شفاعت کردن است تا…

Continue Reading...

ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد

ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد ز رنگ شعله دانستم که بیم خوی او دارد گمان داری که آزادند نزدیکان او؟…

Continue Reading...

ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد

ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد چه آتشی است که در دیده آب می‌گردد نگاه نرگس مست که در کمین منست؟ که صبر در…

Continue Reading...

دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود

دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود آیینة جمال تو گرداب نور بود میرفت با نسیم تو از خویش بوی گل خورشید در حضور…

Continue Reading...

دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد

دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد تکیه بر بستر خون کرده و راحت دارد مژده ای صبر که از نشئة تاثیر امشب چهرة…

Continue Reading...