شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد

شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد نوای جغد آتش بی‌تو در ویرانة ما زد چنان در قتل ما بازار رشک دلبران…

Continue Reading...

زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر

زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر به الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر عجب شادابی‌یی در کشتزار شعله می‌بینم به اشک گرم من پرورده…

Continue Reading...

ز قال رفته‌ام از دست، حال تا چه کند

ز قال رفته‌ام از دست، حال تا چه کند خیال برد ز کارم وصال تا چه کند نشاط عیش جدا می‌کُشد ملال جدا کنون شهید…

Continue Reading...

ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم

ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم ز رشحة مژه خون در دل سحاب کنم چنین که سر بسرم جوشِ گریه، نزدیکست…

Continue Reading...

دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت

دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت چشم ترم در آب گل آفتاب داشت از شور بلبلان چمنی داشتم که دوش اشکم به یاد…

Continue Reading...

دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم

دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم گمان صد اثر از آه بی‌اثر داریم اگر اجازت آهی دهی به قوّت ضعف امید هست که خود…

Continue Reading...

درین دریای بی‌بن چون حبابم

درین دریای بی‌بن چون حبابم نفس تا می‌کشم از دل خرابم ندارد چرخ با این شور چشمی نمک چندان که ریزد بر کبابم به یاد…

Continue Reading...

در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ

در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ ترسم به کام من غم دنیا شود لذیذ در داده‌ایم تن به جفاهای روزگار دشمن…

Continue Reading...

خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم

خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم تو بر رخم خندان شوی من از غمت گریان شوم آن قدّ رعنای ترا هر…

Continue Reading...

خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم

خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم سرمه‌ای بهر چنین روز نگه داشته بودم گفتم از من نکشی دامن خود روز جدایی شد…

Continue Reading...