غزلیات فیاض لاهیجی
دلم خوشست اگر شکوهگر دعا بنویسی
دلم خوشست اگر شکوهگر دعا بنویسی که هر چه تو بنویسی بمدعّا بنویسی چو شکوة تو بهست از دعای هر که بجز تست چه لازمست…
دل به یاد تو سرخوش است همان
دل به یاد تو سرخوش است همان شعلة شوق سرکش است همان پر برآوردم از خدنگ جفا مژه دستی به ترکش است همان کرد آشفته،…
در طور فنا وعدة دیدار شنیدیم
در طور فنا وعدة دیدار شنیدیم این مژده ز لعل لب دلدار شنیدیم بی چشم درین نامه بسی مسئله خواندیم بیگوش درین پرده بس اسرار…
خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است
خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است هر قطره شبنم گل بستان آتش است جز دود بال و پر به مشامش نمیرسد پروانه مدّتی…
خواهم ز داغ عشق لباسی به بر کنم
خواهم ز داغ عشق لباسی به بر کنم الماس کو که ابرة این آستر کنم ای ناله بیرفیق به جنگ اثر متاز صبری که آه…
حاشا که غیر عشق حدیث دگر کنیم
حاشا که غیر عشق حدیث دگر کنیم یک حرف خواندهایم که یک عمر بر کنیم اسباب از برای مسبّب بود به کار ما از پی…
چو موکشان به گلشنم آرد هوای تو
چو موکشان به گلشنم آرد هوای تو در پای گلبن افتم و میرم برای تو مرغ زدام جسته درآرم دگر به دام جان به لب…
چه سازم دست دردی دامن جانم نمیگیرد
چه سازم دست دردی دامن جانم نمیگیرد که امید دوا در یاد درمانم نمیگیرد به راه کوی او یک دم ز ضعف پا نمیافتم که…
چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است
چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است جنون تهیّه نکرد و بهار نزدیک است نشان ساحل این بحر ای که میپرسی اگر به…
جدا از من بهر کس خواستی مهر و وفا کردی
جدا از من بهر کس خواستی مهر و وفا کردی مرا از دام خود سر دادی و خود را رها کردی چه کردی بیمروّت بیحقیقت…





