گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد

گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد طفل بازیگوش من گوشی گوشی به حرف من نکرد ذوق پیراهن دریدن را به کام دل ندید…

Continue Reading...

گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی

گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی هر کجا که بنشینی در کنار ما باشی رنگ ناپذیرستی به که در تماشایت ما ز…

Continue Reading...

که می‌تواند از پیش یار برخیزد؟

که می‌تواند از پیش یار برخیزد؟ نشسته‌ایم که از ما غبار برخیزد به اضطرار سپردیم خویش را در عشق بگو ز مجلس ما اختیار برخیزد…

Continue Reading...

کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد

کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد تا زهر چشم یار به درمان نمی‌برد شب نیست کز چکیدة مژگانم آسمان از دامنم ستاره به دامان…

Continue Reading...

قدر درویشی نمی‌دانی به سلطانی گریز

قدر درویشی نمی‌دانی به سلطانی گریز ذوق جمعیّت نداری در پریشانی گریز در سلوک فقر وحشت را به الفت جنگ نیست ظاهر آمیزش طلب می‌باش…

Continue Reading...

عمرها ما از خدا درد ترا می‌خواستیم

عمرها ما از خدا درد ترا می‌خواستیم آفت جان و دل خود از خدا می‌خواستیم کام دل عمری ز چشمانت طلب کردیم حیف ساده‌لوحی بین…

Continue Reading...

عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس

عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس بی‌نصیبان دیاریم از دیار ما مپرس بحر مالامال دردیم و ز ساحل بی‌نصیب ما که پا تا سر…

Continue Reading...

شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود

شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود نه صدف را سینه کردم چاک، یک گوهر نبود سیر آتش خانه‌ها کردم به…

Continue Reading...

سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند

سهل است اگر رقیب به خود مایلش کند مهرست کینه نیست که جا در دلش کند ساغر به جرم اینکه لبی بر لبش نهاد شیشه…

Continue Reading...

زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم

زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم ترسیدم از آلودگی دامن پاکت در پیش تو…

Continue Reading...