برین مباش که قانون تازه ساز کنی

برین مباش که قانون تازه ساز کنی به قول بلهوس از عاشق احتراز کنی تمیز عاشق و اهل هوس نمی‌داند به جان خویش که خاطر…

Continue Reading...

باز در دل دود آه شعله ور پیچیده‌ام

باز در دل دود آه شعله ور پیچیده‌ام دوزخی در تنگنای یک شرر پیچیده‌ام کرده‌ام گرداب را فوّارة صد گردباد بسکه اشک و آه را…

Continue Reading...

ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد

ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد در سینه‌اش نخست دل سنگ می‌دهد شادم ز تنگی دل خود کایزد از ازل درد تو بیشتر…

Continue Reading...

اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من

اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من تیره‌بختی سر به گردون ساید از اقبال من بس که در افتادگی‌ها گرد بر رویم نشست خاک بر…

Continue Reading...

امشب غریب نوسفری می‌کند وداع

امشب غریب نوسفری می‌کند وداع خو کردة به خاک دری می‌کند وداع یارب که رخت بسته که بر هر سر مژه هر لحظه پارة جگری…

Continue Reading...

اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من

اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من آیینة اسکندری جان غبارآلود من تا کی نهد بر آتشم چون عود و من دم در کشم ترسم…

Continue Reading...

اثر ندیده دل از حرف مهربانی تو

اثر ندیده دل از حرف مهربانی تو چو شمع تا به کی این گرمی زبانی تو کسی چه‌گونه کند ضبط خود که دل‌ها را به…

Continue Reading...

یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم،

یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم، تا جان هدف ناوک صد ناز ندیدیم در عهد تو دنبالِ رخ مِهرفزایت چشمی که به حسرت نبود…

Continue Reading...

وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام

وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام در غبار غم بجوشد گردباد ناله‌ام در بهاران خط او چشم آن دارم که باز نیش…

Continue Reading...

هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم

هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم فریاد که من طالع فریاد ندارم تا بود دلم بستة زنجیر بلا بود در عمر خود آسودگیی یاد…

Continue Reading...