دستگاه حسن لیلی گوشه‌ای از کار تست

دستگاه حسن لیلی گوشه‌ای از کار تست جلوة شیرین فرامش کردة رفتار تست نقش خط بر آب بستن را تو پیدا کرده‌ای سبزه از آتش…

Continue Reading...

در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم

در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم نه فلک را درنوردیدم که دامن بر زدم بر در دولت سرای یأس رفتم شب…

Continue Reading...

خوش بی‌خبر ز حال دل زار گشته‌ای

خوش بی‌خبر ز حال دل زار گشته‌ای معلوم می‌وشد که خبردار گشته‌ای بیداری شکسته‌دلان ضعف طالعست پیداست بخت خفته که بیدار گشته‌ای هر قطره اشکم…

Continue Reading...

خاک شد تا در ره او جسم غم پرورد ما

خاک شد تا در ره او جسم غم پرورد ما نازها بر دیدة افلاک دارد گرد ما دوستداران را به مرگ خویش راضی کرده‌ایم عاقبت…

Continue Reading...

چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی

چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی یک غنچه تبسم به دو عالم نفروشی در کوچة ما جنس دوا سخت کسادست با داغ‌دلان جلوة مرهم…

Continue Reading...

چو کرد خاک ره یار روزگار مرا

چو کرد خاک ره یار روزگار مرا به چشم عالمیان داد اعتبار مرا دماغ بوی گل و برگ گلستانم نیست مگر به باغ برد نالة…

Continue Reading...

چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند

چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند گل تبسّم او بر بهار خنده کند به فصل گل ز میم توبه می‌دهد زاهد کجاست…

Continue Reading...

چارة ما بیدلان در دفع سودا آتش است

چارة ما بیدلان در دفع سودا آتش است آنچه آبی می‌زند بر آتش ما آتش است نوش و نیش هر دو عالم یک حقیقت بیش…

Continue Reading...

جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب

جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب عمر جاویدست می‌گردد کسی را کم نصیب تیشة غمّاز راز کوهکن را فاش کرد…

Continue Reading...

تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود

تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود دانة عیش فشاندیم که غم سبز شود نشئة یأس بلندست نباشد عجبی تخم امید اگر بر سر هم…

Continue Reading...