تنها نه ز زلفت دلم آرام ندارد

تنها نه ز زلفت دلم آرام ندارد خود کیست که سر در پی این دام ندارد! شمشاد قدان جمله به بالای تو نازند سروی چو…

Continue Reading...

تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد

تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد این شعلة گداخته از چشم تر چکد داغ طراوت تو بر آن روی تازه‌ام ترسم گل نظاره…

Continue Reading...

تا به روی تو در غمکدة من بازست

تا به روی تو در غمکدة من بازست به تماشای تو تا دیدة روزن بازست در و دیوار چمن بر رخ من می‌خندد من به…

Continue Reading...

بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا

بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا ذوق جستن زنده دارد نبض بیمار مرا من کجا و این‌قدر تاب تزلزل‌های عشق عطسة گل می‌کند اشفته…

Continue Reading...

به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد

به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد خم و پیچی که دارد جمله با ما در میان دارد به دست ما اسیران بلا…

Continue Reading...

به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید

به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید سر نیشی به رگ آبلة دل نرسید ره سودای سر زلف تو بی‌پایانست هیچ اندیشه درین راه به…

Continue Reading...

بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم

بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم ریختم بال و پر و آنگه به پرواز آمدم بحر مالامال دردم و ز دل پر اضطراب…

Continue Reading...

بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد

بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد بس که بیکس، بیکسی از اختلاطم سیر شد در ازل از خنجر مژگان خوبان باز ماند قطرة…

Continue Reading...

باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است

باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است یاد مستی رخنه در ملک شعور آورده است نالة بلبل سرودی یاد مستان داده است بوی گل…

Continue Reading...

این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا

این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا می‌کنی ای دانه استعداد را باطل چرا دل ازین منزل به جای زاد بردار و برو…

Continue Reading...