غزلیات فیاض لاهیجی
عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی
عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی زخمم همه تن، مرهم من بلکه تو باشی مشکل که برد دل ز کسی پیچش مویی در…
عشّاق دل به چین جبینی سپردهاند
عشّاق دل به چین جبینی سپردهاند این قلبگاه را به کمینی سپردهاند دریاب این اشاره که شاهان نامجو نام بلند خود به نگینی سپردهاند جز…
شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است
شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است ای دل ارخون در جگر داری برای امشب است دست و پایی میتوان زد مطلب دل…
شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد
شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد نوای جغد آتش بیتو در ویرانة ما زد چنان در قتل ما بازار رشک دلبران…
زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر به الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر عجب شادابییی در کشتزار شعله میبینم به اشک گرم من پرورده…
ز قال رفتهام از دست، حال تا چه کند
ز قال رفتهام از دست، حال تا چه کند خیال برد ز کارم وصال تا چه کند نشاط عیش جدا میکُشد ملال جدا کنون شهید…
ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم ز رشحة مژه خون در دل سحاب کنم چنین که سر بسرم جوشِ گریه، نزدیکست…
دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت
دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت چشم ترم در آب گل آفتاب داشت از شور بلبلان چمنی داشتم که دوش اشکم به یاد…
دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم
دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم گمان صد اثر از آه بیاثر داریم اگر اجازت آهی دهی به قوّت ضعف امید هست که خود…
درین دریای بیبن چون حبابم
درین دریای بیبن چون حبابم نفس تا میکشم از دل خرابم ندارد چرخ با این شور چشمی نمک چندان که ریزد بر کبابم به یاد…





