بَدَم با نالة بلبل دل افسرده‌ای دارم

بَدَم با نالة بلبل دل افسرده‌ای دارم به طبعم می‌خورد گل، خاطر آزرده‌ای دارم نگاه گرم می‌خواهم که آتش در دل افروزد که عمری شد…

Continue Reading...

آیینة هر لاله عذارست دل ما

آیینة هر لاله عذارست دل ما خوش در بدر از جلوة یارست دل ما یکرنگی صد رنگ مخالف چه بلایی است هر جا صنمی، آینه‌دارست…

Continue Reading...

ای حسرت لبت به دل نیشکر گره

ای حسرت لبت به دل نیشکر گره یاقوت را ز لعل تو خون در جگر گره در دیده گشته خیره نگاهان شوق را چون مردمک…

Continue Reading...

آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید

آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید در خواب به آغوش و کنارش نتوان دید ای خضر ترا چشمة حیوان، که مرا هست دریای…

Continue Reading...

اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن

اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن دگر بر کف نگیرد شاخ گل پیمانه در گلشن چنان چشمت میان اهل دل آوارگی افکند که…

Continue Reading...

از زمین بوس درش یک دم نپیچد سر جبین

از زمین بوس درش یک دم نپیچد سر جبین هست نقش سجدة او سرنوشت هر جبین مهر، خار راه او پیوند مژگان می‌کند ماه گَردِ…

Continue Reading...

یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیم

یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیم ناروا بودیم پُر، اما عیاری داشتیم با رخ و زلفش که روز و روزگار دیگرست طرفه روزی…

Continue Reading...

همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی

همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی می‌توانی جای خود را در دلی پیدا کنی چهره‌ای چون برگ گل داری تنی چون بوی گل…

Continue Reading...

هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است

هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است آشفتگی گلی است که مخصوص سنبل است ناز بهار چند کشم از برای گل…

Continue Reading...

نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟

نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟ که آتش نیز در عهد رخش خاکی به سر دارد نگاهی گر کند با ناز صد ره…

Continue Reading...