آنان که در ادای سخن کوتهی کنند

آنان که در ادای سخن کوتهی کنند تشبیه قامت تو به سرو سهی کنند دردی کشان بزم تو از بهر احتیاط گر مستی‌یی کنند به…

Continue Reading...

اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت

اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت به مهربانی من در جهان کسی کم سوخت به نسبت تو چنان ذوق سوختن عام است که در کنار…

Continue Reading...

از فکر خال و طرّة جانانه بگذریم

از فکر خال و طرّة جانانه بگذریم دامست به که از سر این دانه بگذریم زان پیش ترکه عمر به افسانه بگذرد یک دم بیا…

Continue Reading...

یک بار نکردیم در آن دل اثری چند

یک بار نکردیم در آن دل اثری چند شرمندة آزردن آه سحری چند گر دامن پاکت نبود روز قیامت چون عذر توان خواست ز دامان…

Continue Reading...

همین نه مرهم دل‌های خسته است شراب

همین نه مرهم دل‌های خسته است شراب که مومیایی رنگ شکسته است شراب گل شکفتگی از جام باده سیرابست کلیدِ فتحِ در عیشِ بسته است…

Continue Reading...

هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث

هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث در پی هر چه دویدیم عبث بود عبث سعی هر چند که در طیّ منازل کردیم به مرادی…

Continue Reading...

نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن

نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن که سنبل از نسیم شاخ سنبل می‌توان چیدن دل درد آشنا ای آنکه داری در…

Continue Reading...

نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند

نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند طرح دل‌ها را چو زلف او پریشان ریختند شهسوار عشق در معموره منزل کی کند! طرح این ویرانه را…

Continue Reading...

می‌توان از زندگانی دست آسان شستن

می‌توان از زندگانی دست آسان شستن لیک دست از دامن زلف تو نتوان داشتن زلف را گو فکر جمعیّت کند تا کی چنین خود پریشان…

Continue Reading...

من اگر می نخورم پیش رود!

من اگر می نخورم پیش رود! ور کنم توبه کس از من شنود! دل زاهد شود آزرده، بهست که دل نازکی آزرده شود راست چون…

Continue Reading...