کردم برِ نامحرم اگر داد از تو

کردم برِ نامحرم اگر داد از تو داد از تو بتا و داد و بیداد از تو محتاج به محرمم چرا می‌کردی تا کار به…

Continue Reading...

سرگشتة اوّلم به آخر نرسم

سرگشتة اوّلم به آخر نرسم درماندة باطنم به ظاهر نرسم با آنکه خیالی شده‌ام در غم تو داغم که چرا ترا به خاطر نرسم

Continue Reading...

دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست

دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست عقل آمد و این علاقه شد اندکست آویخته بودیم به یک پا عمری عشق آمد و این…

Continue Reading...

حسرت غم دیرینه دوا نتوانست

حسرت غم دیرینه دوا نتوانست غم نیز به عهد خود وفا نتوانست جز زلف بتان که سایه‌اش کم نشود کس فکر پریشانی ما نتوانست

Continue Reading...

تا کی فیّاض ترک مستی تا کی!

تا کی فیّاض ترک مستی تا کی! زاهد چو نیی تو، بت‌پرستی تا کی! این بار گران زور دگر می‌خواهد عجز تو و طمطراق هستی…

Continue Reading...

با راه صواب از خطا می‌گردیم

با راه صواب از خطا می‌گردیم هر چند که رفته‌ایم وا می‌گردیم او در دل و ما در طلبش کوی به کوی معشوق کجا و…

Continue Reading...

آنرا که به اوصاف تو دید دگرست

آنرا که به اوصاف تو دید دگرست از لطف تو هر لحظه نوید دگرست با طاعت ما روی بهی نیست ولی ما را به جناب…

Continue Reading...

از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم

از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم وز حیلة عقل ذوفنون می‌ترسم گفتی به خرد مگر ترا دشمنی است نه نه که ز نفرین جنون…

Continue Reading...

هم گریه من ز چشم مست دگریست

هم گریه من ز چشم مست دگریست هم خنده ز لعل می‌پرست دگریست القصّه مرا چو صورت آیینه هم گریه و هم خنده به دست…

Continue Reading...

من داغ علی به هیچ مرهم ندهم

من داغ علی به هیچ مرهم ندهم خاک در او به آب زمزم ندهم خاک در او ذخیره دارم در چشم این خاک به خون…

Continue Reading...