هر لحظه دُری نهد در آغوشم چشم

هر لحظه دُری نهد در آغوشم چشم از خون جگر دهد می نوشم چشم می‌نوشد و چشم خون مرا می‌بیند یعنی که ز بد همیشه…

Continue Reading...

مشهور به عشق تو ستمگر گشتم

مشهور به عشق تو ستمگر گشتم حرف غم عشق تو مکرّر گشتم می‌ناز که مثل تو ندیدم هر چند دفترچه حسن را سراسر گشتم

Continue Reading...

فیّاض کجایی که مرا حال خوشست

فیّاض کجایی که مرا حال خوشست در عشق ویم ماه خوش و سال خوشست در محنتم ایّام شب تیره نکوست در آتشم احوال پر و…

Continue Reading...

رمزی ز قضا و قدرت می‌گویم

رمزی ز قضا و قدرت می‌گویم وز مسئلة خیر و شرت می‌گویم تدبیر رهست از تو و لغزش از پا زین بحر شگرف این قدرت…

Continue Reading...

در گلشن عشق خرمی نایابست

در گلشن عشق خرمی نایابست خار و گلش از تشنه لبی سیرابست با غنچه گل در ته یک پیراهن پژمردگی و شکفتگی در خوابست

Continue Reading...

چون عقل قبولم نکند دردم من

چون عقل قبولم نکند دردم من چون نفس زبونم نکند مردم من عشقم که قبول طبع ناکس نشوم پیدا کن قدر مرد و نامردم من

Continue Reading...

تا چند ز کس تاب جفا آرد کس

تا چند ز کس تاب جفا آرد کس گفتم به تو بس جفا و، بیرحمی، بس آخر تن و جان خسته‌ای چند کشد در عشق…

Continue Reading...

ای غنچه چه دلتنگ نشینی خوش باش

ای غنچه چه دلتنگ نشینی خوش باش چون گل نفسی برآور و سرخوش باش هر چند سبکبارتری کم خطری تو باد شو و گو دو…

Continue Reading...

آن مه که به لب چشمه کوثر دارد

آن مه که به لب چشمه کوثر دارد وز باده ناز نشئه در سر دارد ابروی زمانه پر ز چین می‌گردد لب از لب خنده‌گر…

Continue Reading...

یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست

یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست ننشسته، به من فتنه‌گری در پیوست مهری که نداشت در دل از من برداشت عهدی که…

Continue Reading...