عشق است میی که ساقیش عرفانست

عشق است میی که ساقیش عرفانست بی‌دست و پیاله دل به دل گردانست فیّاض به درد عشق خو کن کاین درد درمان هزار درد بیدرمانست

Continue Reading...

دنیا آن به که خواجه پاکش بخورد

دنیا آن به که خواجه پاکش بخورد ورنه به فسون دیوِ هلاکش بخورد دانه بنما گر نخورد خاک زمین روزی دو سه نگذرد که خاکش…

Continue Reading...

در روی تو کافتاب انور آمد

در روی تو کافتاب انور آمد گر زلف بشد خط معنبر آمد رخ مصحف خوبی بود و در مصحف هر آیه که نسخ گشت بهتر…

Continue Reading...

ترک هوسات خام می‌باید کرد

ترک هوسات خام می‌باید کرد فکری پی ننگ و نام می‌باید کرد ز آغاز به انجام رسیدن سهلست این دایره را تمام می‌باید کرد

Continue Reading...

بی‌ذوق نشاید ره معنی رفتن

بی‌ذوق نشاید ره معنی رفتن نتوان این راه را به دعوی رفتن هر چند که حرف راه منزل گویی زان راه به منزل نرسی بی‌رفتن

Continue Reading...

ای آرزوی دل غم اندود بیا

ای آرزوی دل غم اندود بیا ای مرهم جان ناله فرسود بیا رفتی چو به بزم غیر پر دیر مکن از دست مبادا که روی،…

Continue Reading...

اکنون که شد از عید گلستان خندان

اکنون که شد از عید گلستان خندان طفلان ز چه باشند به مکتب گریان آزادی طفل باشد این فصل چنان کازاد کنند یوسفی از زندان

Continue Reading...

یک ره سوی دل که لوح جانست ببین

یک ره سوی دل که لوح جانست ببین خورشید ازین ذرّه عیانست ببین رویی که در آرزوش چشمی همه تن این آینه هم در تو…

Continue Reading...

هر چند که دور از درت می‌گردم

هر چند که دور از درت می‌گردم برگرد دل ستمگرت می‌گردم چون معنی دوری که به خاطر گردد دورم ز تو و گرد سرت می‌گردم

Continue Reading...

گر زانکه ز گفتگوی درس اسرار

گر زانکه ز گفتگوی درس اسرار بر خاطر نازک تو باشد آزار تو معدن فضلی و بود معدن را آزار ز دست گنج خواهان بسیار

Continue Reading...