ای زاتش سودای تو داغم بر داغ

ای زاتش سودای تو داغم بر داغ در شام غم از سپهر افزون تر داغ بگذشته درون هم از برونم هر داغ آیا به کجا…

Continue Reading...

شب تا به سحر همی‌کنم زاری‌ها

شب تا به سحر همی‌کنم زاری‌ها در شدت تنهایی و بیماری‌ها از هجر فکندیم به دشواری‌ها ای یار کجا شد آن همه یاری‌ها

Continue Reading...

خواهی که ترا رسد ز درویشان فیض

خواهی که ترا رسد ز درویشان فیض تو نیز رسان ز جود با ایشان فیض اینگونه گرت رسد به دل ریشان فیض شاید که ترا…

Continue Reading...

ای قتل مرا کشیده مژگانت صف

ای قتل مرا کشیده مژگانت صف هر تیری ازان جان مرا کرده هدف جز آنکه دران ورطه شود عمر تلف زان صف نتوان رفت برون…

Continue Reading...

دیدند یکی قلندر فقراندیش

دیدند یکی قلندر فقراندیش از منزل و خانمانش دوری شده کیش گفتند که پیوسته کجایی درویش گفتا که درون خرقه کهنه خویش

Continue Reading...

خواهی که به خاصگان حق گردی خاص

خواهی که به خاصگان حق گردی خاص اول ز عوام خویش را ساز خلاص وانگاه در آ براه صدق و اخلاص تا خاص کنندت و…

Continue Reading...

ای ساقی شنگ ده می آتش رنگ

ای ساقی شنگ ده می آتش رنگ کو آب کند اگر چکانیش بسنگ افتاده گران سنگ غمم در دل تنگ شاید سبکش کنم بدین حیله…

Continue Reading...

دل نیست که در زلف پریشان تو نیست

دل نیست که در زلف پریشان تو نیست جان نیست که سرگشته هجران تو نیست گویی که دلت زان منست آن تو نیست جان آن…

Continue Reading...

خواهی که بدت رو ندهد خوشخو باش

خواهی که بدت رو ندهد خوشخو باش با اهل دو کون یکدل و یکرو باش هر سو که رود خلق تو دیگر سو باش یعنی…

Continue Reading...

ای دل تو مگر که مشک نابست آن خط

ای دل تو مگر که مشک نابست آن خط زآنرو که ز زنگ در حجابست آن خط کز شام رقم بر آفتابست آن خط نی…

Continue Reading...