رباعیات علیشیر نوایی
در فصل خزان برگ رزان ای ساقی
در فصل خزان برگ رزان ای ساقی شد کارگه رنگرزان ای ساقی زان می که خوری دهم ازان ای ساقی تا نوشم از آن مزان…
چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج
چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج از بابل و کشمیر همی گیرد باج عیار صفت ربوده گاه تاراج از تن ها سر چنانک از…
آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا
آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا در روضه نمود جلوه کوی تو مرا گل دیدم و شد نشان روی تو مرا معلوم نشد ولیک…
یاران چو کشند در بهاران می صاف
یاران چو کشند در بهاران می صاف من گرچه ز زهد و توبه پیش آرم لاف دارندم اگر ز می بدان هرزه معاف در عالم…
در دیر گرت هواست نوشیدن می
در دیر گرت هواست نوشیدن می با مغبچگان بلحن چنگ و دف و نی ممکن نبود اگر چه باشم جم و کی بی همت پیر…
تتبع اثیر اخسیکتی
تتبع اثیر اخسیکتی آگاه نگشتم که درین دیر کیام یا خود چیام و از چیام و بهر چیام معلومم نی که آدمی یا زمیام یا…
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش نظاره نموده ام ز زلف سیهش نسبت نتوان کرد بخورشید و مهش زانرو که نظر فکنده ام ته…
مهلک بود ای رفیق ایام فراق
مهلک بود ای رفیق ایام فراق آمیخته ز هر هجر در جام فراق گر صبح وصالم دمد از شام فراق نامم مبر ار دگر برم…
در عشق مباش پیش رندان گستاخ
در عشق مباش پیش رندان گستاخ چون بنده بود به نزد سلطان گستاخ از دوست چو وصل یافت نتوان گستاخ عاقل به ادب باشد و…
تا ماند قضا بر سر من افسر عشق
تا ماند قضا بر سر من افسر عشق در دهر دلم ساخت نهان گوهر عشق زان افسرم افتاد بکف کشور عشق زان گوهرم افروخت به…





