غزلیات علیشیر نوایی
من که دُردیکش آن مغبچه خمارم
من که دُردیکش آن مغبچه خمارم جام جم کهنه سفال در او پندارم بزم او حلقه جمعیت مخصوصان است من که مردودم و آشفته نباشد…
لبت که برگ گل تر به باده آمیزد
لبت که برگ گل تر به باده آمیزد دگر عجب که مسیحا ز باده پرهیزد به عشوه نرگس شوخت به طرفة العینی هزار فتنه ز…
گر آن ترک خطایی نوش سازد جام صهبا را
گر آن ترک خطایی نوش سازد جام صهبا را نخست آرد سوی ما ترکتاز قتل و یغما را رخش در نازکی بر باد داده صفحه…
علی الصباح مغان قفل دیر باز کنید
علی الصباح مغان قفل دیر باز کنید دو جام باعث گفتار اهل راز کنید گر گر اهل زهد و ریا بگذرند معاذالله به وقت نکته…
شام هجران مرا عکس رخ یار کجاست؟
شام هجران مرا عکس رخ یار کجاست؟ بهر آن عکس می آئینه کردار کجاست؟ پی می داشتنم ساقی گل عارض کو بهر بزم طربم ساحت…
زهی قد و عذارت سر به سر خوب
زهی قد و عذارت سر به سر خوب به خوبی بنده حسن تو هر خوب اگر لطفست اگر جور از تو چونست که هر کارت…
ز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل است
ز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل است دواش بحر شراب و سفینه غزل است می رقیق چو نقد حیات بیمثل است بت شفیق…
دل صدپارهام از لعل تو خونست دگر
دل صدپارهام از لعل تو خونست دگر هر دم از رهگذر دیده برونست دگر دل مجنون که دران زلف شد ای باد صبا گو که…
در خرابات مگو کام چه خواهد بودن
در خرابات مگو کام چه خواهد بودن در رخ مغبچه و جام چه خواهد بودن ساقیا جام می آغاز بکن چون کس را نیست معلوم…
چون شده شرمنده روی آفتاب از روی تو
چون شده شرمنده روی آفتاب از روی تو باشد آن پوشیدنش رو در سحاب از روی تو گل اگر نبود رخت پس وقت تعجیل خرام…





