به خوبی شد چنان آن سیم بر شوخ

به خوبی شد چنان آن سیم بر شوخ که در خوبان چو او نبود دگر شوخ چسان هوشم به جا ماند که هستند دو چشم…

Continue Reading...

باد با طره دلدار بهر تار چه کرد

باد با طره دلدار بهر تار چه کرد زیر هر تار به دلهای گرفتار چه کرد؟ صورتش کرد چو آراسته مشاطه صنع وه که در…

Continue Reading...

آن بیوفا چه شد که نظر سوی ما کند

آن بیوفا چه شد که نظر سوی ما کند وعده کند وفا و به وعده وفا کند آنکاو ز جور مغبچگان در شکایت است باید…

Continue Reading...

از رخت عکس مگر در می گلفام افتاد

از رخت عکس مگر در می گلفام افتاد یا گل از گوشه دستار تو در جام افتاد چون گل خشک بود بسته به گلدسته تر…

Continue Reading...

یاران که یک‌یک از من بیدل جدا شدند

یاران که یک‌یک از من بیدل جدا شدند کس را وقوف نیست که هر یک کجا شدند بیگانگی چو بوده در آخر طریقشان اول چرا…

Continue Reading...

نهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف

نهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف به عذر توبه دگر خویشرا مدار معاف ز چاک پیرهنم دوختن چه سود ایدل مرا که گشته…

Continue Reading...

منم و میکده و مغبچه مست امشب

منم و میکده و مغبچه مست امشب هر دم از مستی او داده دل از دست امشب چون پری هر نفس از جلوه مستانه او…

Continue Reading...

مژده وصل میرسد در دل من قرار کو!؟

مژده وصل میرسد در دل من قرار کو!؟ هم نفسم به ناله بیخودی اختیار کو؟! دفع جنون عشق را خواهیم ای حکیم عقل تا بکشی…

Continue Reading...

گفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم

گفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم گفت دیگر ره بزن آبش دگر گفتم به چشم گفت اگر روزی ز زلف دور ماندی…

Continue Reading...

کسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج

کسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج پی عمارت آن غیر باده نیست علاج جنون و عشق بتان باعثم به رسوائیست کجاست می که…

Continue Reading...