باز در دیر مغان عربده مستانست

باز در دیر مغان عربده مستانست سخن از گنج فشانی تهی دستانست مطرب از همت حاتم چه سرود آراید که فلک پست ترین منزل سر…

Continue Reading...

ای خاک سر کوی تو گشتن هوس ما

ای خاک سر کوی تو گشتن هوس ما بر پای سگت بوسه زدن ملتمس ما گر دم زدن ما بود از مهر تو چون صبح…

Continue Reading...

از می طلوع کرد چو در ساغر آفتاب

از می طلوع کرد چو در ساغر آفتاب عکس تو آفتاب دگر شد در آفتاب بین روی ساقی و می روشن که خلق را سوزند…

Continue Reading...

هر دل که نه صاف است برو فیض خرام است

هر دل که نه صاف است برو فیض خرام است مرآة رخ دوست دل آئینه فام است در آئینه جام بدیدم رخ ساقی آن دوره…

Continue Reading...

می بایدت به دیر مغان آی و نوش کن

می بایدت به دیر مغان آی و نوش کن ایمان فدای مغبچه می فروش کن دارم سخن به گوش تو پنهان ز مدعی های ای…

Continue Reading...

من بیدل که بهر قامت آن سیمتن میرم

من بیدل که بهر قامت آن سیمتن میرم گه از رفتار رعنا گه ز اندوه بدن میرم مگر چین و شکست صفحه عمر و حیاتم…

Continue Reading...

گوشه میخانه امن و مستی یاران خوش است

گوشه میخانه امن و مستی یاران خوش است چون صراحی گریه‌های تلخ میخواران خوش است واعظ افسرده از غوغا رماند مرغ حال از هجوم عشق…

Continue Reading...

کهنه سفال میکده کآئینه صفاست این

کهنه سفال میکده کآئینه صفاست این پر می صاف اگر شود جام جهان نماست این جام جم است اگر بود و آئینه سکندری این چو…

Continue Reading...

عکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم

عکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم گونه ای زردوشی در می حمرا فکنم ای گدایان در میکده همت که به جهد خویشتن را اگر…

Continue Reading...

سوی میخانه به رندان خبرم باز آید

سوی میخانه به رندان خبرم باز آید گر سوی خانه مه نوسفرم باز آید آن جگر گوشه اگر باز نیاید چه عجب بارها گر سوی…

Continue Reading...