قدم به کلبه‌ام از لطف بیکرانهٔ توست

قدم به کلبه‌ام از لطف بیکرانهٔ توست که بنده بنده تو بود و خانه خانهٔ توست شب به کوی وی ای دل چه‌ها فتاده که…

Continue Reading...

شد بلا چشم تو ای گلرخسار

شد بلا چشم تو ای گلرخسار نقطه زیر بلا خال عذار اینکه در جان و دل آتش زده‌ای دل ازین هست به جان منت دار…

Continue Reading...

ساقی حیات بخشد چون باد نوبهاران

ساقی حیات بخشد چون باد نوبهاران چون ابر رخت هستی کش سوی کوهساران خاطر سخن شنو کن دفتر به می گرو کن در طور فقر…

Continue Reading...

ز روی بستر شاهی به بین گهی ما را

ز روی بستر شاهی به بین گهی ما را به زیر پهلو خار و به زیر سر خارا چو لب به عشوه گزی دست اگر…

Continue Reading...

دوش در میخانه جانان همدم عشاق بود

دوش در میخانه جانان همدم عشاق بود تا سحر غوغای رندان را به جان مشتاق بود زهره را آورده بود او از سر مستان به…

Continue Reading...

در دیر زار مغبچه شوخ مهوشم

در دیر زار مغبچه شوخ مهوشم کز هجر او چو خال عذارش بر آتشم شام فراق از طرف کوی او وزید باد صبا و کرد…

Continue Reading...

چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبح

چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبح با حریفان صبوحی می‌دهد پیغام صبح یعنی اول می چو بگرفتند شوخان چمن لاله از یاقوت و نرگس…

Continue Reading...

جان بخشد ار ساقی می گلرنگ در جام افکند

جان بخشد ار ساقی می گلرنگ در جام افکند لیکن کشد چون جلوه در رخسار گلفام افکند گل در نظر خار آیدش از سرو صد…

Continue Reading...

بیا که پیر مغان در سبو شراب انداخت

بیا که پیر مغان در سبو شراب انداخت هوای مغبچه دل‌ها در اضطراب انداخت نه ساقی از خوی رخسار خود چکاند به جام پی نشاط…

Continue Reading...

بر در دیر مغان هرروز خدمت می‌کنم

بر در دیر مغان هرروز خدمت می‌کنم صد تفاخر زین شرف بر اهل دولت می‌کنم پیر دیرم گر به هر عمری دهد یک جام می…

Continue Reading...