غزلیات علیشیر نوایی
وه که در وقت گلم زان گل رخسار جدا
وه که در وقت گلم زان گل رخسار جدا گل جدا آتش من نیز کند خار جدا از جدایی من و یار ابر ز تأثیر…
هر که در دیر مغان جام شرابی دارد
هر که در دیر مغان جام شرابی دارد رسدش گر به فلک ناز و عتابی دارد آنکه در میکده بگرفت به کف رطل گران چرخ…
می آینه گون صاف و قدح آینه فام است
می آینه گون صاف و قدح آینه فام است جز عکس رخ یار درو دان که حرام است چو ساقی مهوش قدحت عشوهکنان داشت تقوی…
ملمع خرقهام از وصلهها بادپالا شد
ملمع خرقهام از وصلهها بادپالا شد بدان هیأت که گویی داغهای باده هرجا شد وز آنها پاره ای دیگر بسان جامه کعبه به بین کش…
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند خوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند ز غمزه تو نیاید طریق دلجویی جز اینکه قصد…
کی به چشم آرم لباس و مسند شاهانه را
کی به چشم آرم لباس و مسند شاهانه را من که خواهم دلق فقر و گوشه میخانه را طایر فرخنده عیش است رام نقل و…
عشق اجزای وجودم را به راهت خاک کرد
عشق اجزای وجودم را به راهت خاک کرد سنگ بیدادت ازان خاکم برون آورد کرد گرمی و سردی ندیدم گرچه اندر راه عشق کرد ازان…
سوی گلشن رفتم و سرو خرامانم نبود
سوی گلشن رفتم و سرو خرامانم نبود گریه زور آورد کان گلبرگ خندانم نبود ابرسان خود را هوایی یافتم هر سو بباغ زانکه غیر از…
زهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت
زهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت ز هر گلخار خاری در دل عشاق بیمارت بدان رخسار و قامت گر نمایی جلوه در…
رندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان
رندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان هست از علوشان برهش فرق سرکشان مجنون وشان وصل کجا زانکه پا نهند با صد هراس و…





