غزلیات علیشیر نوایی
ای از بهار حسن تو بر چهرهام گلزارها
ای از بهار حسن تو بر چهرهام گلزارها در سینه زان گلزارها دارم خلیده خارها از نیش هجرش متصل کو رشته جانم گسل چون دوخت…
از غم یک شب که در هجرش دلم زاری کشید
از غم یک شب که در هجرش دلم زاری کشید با کسی مانم که او یک سال بیماری کشید سالها اندوه شام فرقتم داند کسی…
یارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟
یارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟ مست در میکده از ساغر و پیمانهٔ کیست؟ سوی مسجد شده و غیرت آن میکشدم پیش من گرچه…
نیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم
نیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم از تو در سینه خود پارهای آتش دارم ساقیا جرعه میْ ده که به امید وصال درکشم چند…
مه من در شبستان چونکه نو شد جام می شبها
مه من در شبستان چونکه نو شد جام می شبها نماید از شفق می از حباب ریزه کوکبها دهن شد چشمه حیوان ترا از عین…
مطلب صبح ازل طلعت درویشان است
مطلب صبح ازل طلعت درویشان است مخزن نقد ابد خلعت درویشان است شمع خورشید که گلزار ازو شد روشن گلی از بزمگه نزهت درویشان است…
گل رویت که ظاهر گشته رنگ یاسمین او را
گل رویت که ظاهر گشته رنگ یاسمین او را چه باشد کز می گلرنگ سازی آتشین او را نمی دانم ز می شد سرخ چون…
کیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟
کیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟ روح صافی کندم لعل مذابست مگر؟ خواب در چشم، ندارم ز خیال مژهات خیل هندو زده…
صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد
صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد من نیز چو نوشم به کنم آنچه توان کرد جاوید سرافراز شد آنکس که سر خود در دیر…
سرگران گشتم ازان نرگس خوابآلوده
سرگران گشتم ازان نرگس خوابآلوده جگرم خون شد ازان لعل شرابآلوده لبش آلوده به می گشت و حیاتم بخشید جوهر جان که به یاقوت مذاب…





