غزلیات علیشیر نوایی
چشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشب
چشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشب بهر سیراب شدن سبزه خط رسته به آن لب طفل مکتب شده پیر خرد اندر ره عشق شوخ…
بیا که عرصه میخانه عشرت آبادست
بیا که عرصه میخانه عشرت آبادست ز ساحتش خس اندوه رفته بر بادست کتابه در عالیش این رقم کین در بآنکه از دو جهان رو…
بعد عمری کافکند گردون به کوی او مرا
بعد عمری کافکند گردون به کوی او مرا سیل اشک شادمانی هی برد زان کو مرا گاه چشم آید گران در کفه عشقم ز غم…
ای شه صفشکنان خسرو ناوکفکنان
ای شه صفشکنان خسرو ناوکفکنان صد شکست از صف مژگان تو بر صفشکنان تلخکام از شکر لعل لبت نوشلبان زهرخند از لب شیرین تو شیریندهنان…
اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست
اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست چه مردمی متوقع بود ز کافر مست مرا که مرغ دل از قید دام فارغ بود به…
هست الف گفتیم آن بالا برید از ما سخن
هست الف گفتیم آن بالا برید از ما سخن پیش آن بدخوی نتوان گفت الف بالا سخن یک سخن گوید ز وصلم با هزاران انتظار…
نسیم صبح نمود از تغار صهبا موج
نسیم صبح نمود از تغار صهبا موج چو باد شرطه که آرد ز روی دریا موج به باده زورق می را گر افکنی باشد چو…
من و میل الف قامت آن حورسرشت
من و میل الف قامت آن حورسرشت بر سرم چون که قضا در ازل این حرف نوشت چشم دارم که دهد پیر مغان از سر…
ما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟
ما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟ کاری که قسمت ازلست اختیار چیست؟ چون بیوفاست غمکده دهر می بیار بودن درین سرای دمی هوشیار…
گر حکم قتلم فرمود دلخواه
گر حکم قتلم فرمود دلخواه جان مژده دادم الحمدلله ای شیخ جاهل در دیر و اهل ما را که نبود سوی حرم راه ساقی مستم…





