زلفت اصراری که در آزار مردم می‌کند

زلفت اصراری که در آزار مردم می‌کند رم ز زخم نیش او پیوسته کژدم می‌کند گر نه‌ای ضحاک جادو ای لب شیرین چرا مار زلفت…

Continue Reading...

زخم دل بهبود شد لعل نمک‌پاشی کجاست

زخم دل بهبود شد لعل نمک‌پاشی کجاست کشت زهدم ای حریفان رند قلاشی کجاست می‌کشد زاهد به ناچارم به سوی خانقاه کو سرای می‌کشان و…

Continue Reading...

زآن سرو زلف نافه بگشایم

زآن سرو زلف نافه بگشایم گو بخوانند خلق عطارم مدح مولا نیاید از درویش سگ خود ای علی تو بشمارم شهسوارا نه من شهید توام…

Continue Reading...

روزگاریست که کاری عجبم آمده پیش

روزگاریست که کاری عجبم آمده پیش من دوان از پی دل زپی دلبر خویش شوق آن سیب زنخدان بگلو گشته گره همچو طفلی که خورد…

Continue Reading...

رفت صیاد و مرا بگذاشت تنها در قفس

رفت صیاد و مرا بگذاشت تنها در قفس ورنه کی نالم که او داده مرا جا در قفس نالدم در سینه دل بی‌هم‌نفس از سوز…

Continue Reading...

دیده برهم ننهم جز به حضور اغیار

دیده برهم ننهم جز به حضور اغیار نکنم خواب مگر زیر خم تیغ نگار کام شیرین نکنم جز بغم تلخی عشق بزم رنگین نکنم جز…

Continue Reading...

دوست به خلوتگه دل برنشست

دوست به خلوتگه دل برنشست در به رخ خیل رقیبان ببست نوبت شادی بزن ای نوبتی کامدم آن دولت رفته به دست گرچه بود عقل…

Continue Reading...

دلا تو پند ز احباب خویش نشنفتی

دلا تو پند ز احباب خویش نشنفتی پی رضای بتان ترک خویشتن گفتی از این میانه تو را گوهر مراد که داد هزار گوهر غلتان…

Continue Reading...

دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است

دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است قمر ببر مه ما را سر مسافرت است مرا نه جاه و نه مالی بود نه…

Continue Reading...

در عاشقی گشتم زبون ای کاش دل خون می‌شدی

در عاشقی گشتم زبون ای کاش دل خون می‌شدی عقلم ز سر کردی برون ای کاش مجنون می‌شدی ای عشق عالم‌سوز من وی برق جان‌افروز…

Continue Reading...