ما نداریم نظر بر می و بر میخانه

ما نداریم نظر بر می و بر میخانه کز لب و چشم تو می میکشم و پیمانه نظره ساقی مستان پی مستی کافیست مست این…

Continue Reading...

گویند بهار است و جهان رشک بهشت است

گویند بهار است و جهان رشک بهشت است اطراف چمن پر ز بت حورسرشت است از عکس بهشتی بتکان ساحت گلزار اندر نظر باده کشان…

Continue Reading...

گل پیش رخ تو باخته رنگ

گل پیش رخ تو باخته رنگ شکر زدهان تست در تنگ پیش ذقنت به بهشتی بردار سیاست است آونگ برخاست به پیش پای تو سرو…

Continue Reading...

گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور

گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور که آفتاب نیارد که باز پوشد نور و ان یکاد بر آن چهره زد رقم خطت که باد چشم…

Continue Reading...

گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی

گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی چون نیست با تو دست رس مردن به است از زندگی میرم بخاک پای تو کامد…

Continue Reading...

که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها

که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها که داد به گلبرگ این آب‌ها که افکند پرتو به آتشکده که ابرو نموده به محراب‌ها که سودا…

Continue Reading...

کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد

کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد یا دل که هر دم او را بر دلبری توان داد حق جوی همچو حلاج تا سر…

Continue Reading...

فحشی ز لبت تو وقف ما کن

فحشی ز لبت تو وقف ما کن درد دل بی‌دوا دوا کن گفتی شب وصل ریزمت خون باز آی به عهد خود وفا کن تو…

Continue Reading...

عمری به کعبه و دِیر بردیم انتظاری

عمری به کعبه و دِیر بردیم انتظاری ز آن انتظار جز عشق حاصل نگشت کاری جانان ز دست رفت و جان از فراق فرسود بر…

Continue Reading...

عشق به بندد چو ره هوش را

عشق به بندد چو ره هوش را پنبه نهد عقل و خرد گوش را یوسف گل شاهد گلزار شد مژده ببر بلبل خاموش را ای…

Continue Reading...