به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی

به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی بود سراب گمان میکنی مقیم فراتی صنم پرست بدل بر زبان صمد ز چه گوئی به کعبه…

Continue Reading...

به خود پیرایه چون آن سرو سیم‌اندام می‌بندد

به خود پیرایه چون آن سرو سیم‌اندام می‌بندد به سوری سنبل و بر ماه مشک خام می‌بندد بنامیزد از این مشاطه نازم باغبانی را که…

Continue Reading...

بمددکاری عشقت زهوس شاید رست

بمددکاری عشقت زهوس شاید رست عشق هر جا بدرون شد در شهوت بربست عقل را بار ندادند بخلوتگه عشق کی بود بار گدا را چو…

Continue Reading...

بساز مطرب مجلس نوای شورانگیز

بساز مطرب مجلس نوای شورانگیز که تا بری زرهم زآن اصول رنگ آمیز بیار آتش سیاله ساقی مستان بسوز خرمن تقوی و حاصل پرهیز بنای…

Continue Reading...

بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی

بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی تا مگر از مکرمت دست بخونم کشی بلبل اگر بر گلی نغمه سرا شد بباغ روی تو…

Continue Reading...

بدرد خوی گرفته دل از پی درمان

بدرد خوی گرفته دل از پی درمان ببوی عید توان صبر کرد بر رمضان بیاد یوسف کنعان بگرگ هم سفرم ببوی الفت رحمان جلیس با…

Continue Reading...

ببر تو رخت ببستان که نوبهار آمد

ببر تو رخت ببستان که نوبهار آمد شکست شوکت دی شاخ گل ببار آمد شکفت لاله زخاک و گرفت جام شراب چو دید نرگس بیمار…

Continue Reading...

با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبه‌رو

با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبه‌رو عیب عیان چو آینه گفت ز هردو مو به مو از همه سوی می‌وزد نفخه چین…

Continue Reading...

این قوم که غارتگر عقل و دل و دینند

این قوم که غارتگر عقل و دل و دینند بیشک زنگه رهزن اصحاب یقینند زلفین سیاهت رسن جادوی بابل چشمان چه بر آن چهره مگر…

Continue Reading...

ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان

ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان آب بیار و آتشم از می و لعل وانشان ساقی بزم میکشان از لب لعل و جام…

Continue Reading...