هرکه ما را خراب می‌داند

هرکه ما را خراب می‌داند نه خطا بر صواب می‌داند عارفان سرخوش از خم توحید گرچه شیخ از شراب می‌داند هرکه دیده است موج لجه…

Continue Reading...

هر کرا خواندی از نکویانش

هر کرا خواندی از نکویانش لاجرم نیست عهد و پیمانش هر که سرو و گلش در ایوانست نرود دل بسوی بستانش چشم هر کاو بر…

Continue Reading...

نوبهار است و عروس گل کشید از رخ نقاب

نوبهار است و عروس گل کشید از رخ نقاب رخت عیش از کاخ اندر باغ آور با شتاب عندلیب از شاخ گلبانگ صبوحی می‌زند یعنی…

Continue Reading...

نقش یوسف تا بکی نقاش بر دیوارها

نقش یوسف تا بکی نقاش بر دیوارها یوسف ار داری بیاور بر سر بازارها باغبانا گر تو بیرون میکنی ما را زباغ بوی گل شاید…

Continue Reading...

نار ابراهیم شد نور کلیم

نار ابراهیم شد نور کلیم کرد حادث یار اطوار قدیم عرش شد لوح و قلم کرسی وامر کن رقم زد شد عیان نار و نعیم…

Continue Reading...

منظر روی بتان قبله اهل نظر است

منظر روی بتان قبله اهل نظر است نظر پاک بکعبه است نه جای دگر است گر مراد تو زدیده است همان حلقه چشم نرگس باغ…

Continue Reading...

ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او

ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او عقل هزیمت نمود از دم شمشیر او دل به یکی غمزه رفت عربده از نو مساز ملک…

Continue Reading...

مطرب به رقص آورده‌ای آن لعبت طناز را

مطرب به رقص آورده‌ای آن لعبت طناز را گو زهره بشکن در فلک از رشک امشب ساز را در بزم اگر تو شاهدی زاهد گذارد…

Continue Reading...

مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست

مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست کجا رود زسر آشفتگی دل تا هست بگو خلیل ننازد به بت شکستن خویش بتی…

Continue Reading...

مدد ای عشق که از عقل در آزارم من

مدد ای عشق که از عقل در آزارم من رحمتی کن برهانم که گرفتارم من خیز اقبال کن ای ساقی مستان با جام که زهشیاری…

Continue Reading...