خادما شمع برافروز بنه منقل و می

خادما شمع برافروز بنه منقل و می عنبر و عود بسوزان و مکن غفلت هی مطربا پرده قانون بنوا راست بزن ساقیا باده بدور آر…

Continue Reading...

حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری

حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری ای صبا خاک در یار بیاری تو ز یاری تا کی آن لعل شکربار به کام دل…

Continue Reading...

چه‌ای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن

چه‌ای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن وصل چون نیست بسازیم به هجران دیدن من همان روز که دل شد گرو مهر بتان شدم…

Continue Reading...

چندان بکویت ما پا فشردیم

چندان بکویت ما پا فشردیم تا سر باخلاص آنجا سپردیم طوق سگانت کرده بگردون خود را به تلبیس زآنها شمردیم گر بود عقلی و ربود…

Continue Reading...

چشم مهجور کی بود خوابش

چشم مهجور کی بود خوابش که بر آبست صبر و پایابش حاش لله اگر بیارامد آنکه کشتی شکسته سیلابش نبودش اشتیاق آب بسر ماهئی کاوفتد…

Continue Reading...

جام جم راح آتشین دارم ‏

جام جم راح آتشین دارم ‏ می گلگون بساتکین دارم رخ چو انگشت لیک از تف می بدمی چهره آتشین دارم ایخوش آن می که…

Continue Reading...

تو را که گفت کز احباب روی برتابی

تو را که گفت کز احباب روی برتابی بعمد بی گناهانرا بقتل بشتابی بکوی دوست اگر تیغ بارد از اطراف نه مردیست که روی از…

Continue Reading...

تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود

تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود عشقست و بس که صادر از او خیر و شر بود زآنزلف پر شکن بود و…

Continue Reading...

تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو

تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو شب همه شب بلب رسد جان من از هوای تو گر تو بغیر من بسی یار گرفته…

Continue Reading...

تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن

تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن جامی کش و پشت پا بر مملکت جم زن منت زملک بیجاست کز عشق بود خالی جهدی…

Continue Reading...