غزلیات آشفتهٔ شیرازی
با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر
با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر ماهی هلال بر کف مهری کشیده خنجر چشمان دو ترک خوانخوار ابروی چون دم مار عقرب…
این چه روی است که تو ای بت ترسا داری؟
این چه روی است که تو ای بت ترسا داری؟ بت و آتشکده محراب و کلیسا داری گر بهشتی ز چه هندو بچه داری به…
ای هشت باب خلد ز روی تو آیتی
ای هشت باب خلد ز روی تو آیتی وز قامت تو شور قیامت کنایتی تفسیر سر آیه نورش شود عیان هر کاو ز مصحف رخ…
ای که نخواندی آیتی خود ز کتاب دوستی
ای که نخواندی آیتی خود ز کتاب دوستی بسته چو حلقه خویش را از چه به باب دوستی بسمله محبتی خواندهای از ازل اگر شاید…
ای سلطنت امکان کم پایه زخدامت
ای سلطنت امکان کم پایه زخدامت تقدیر و قضا هر روز سر در خط احکامت از چیست سلیمانرا شد ملک جهان در حکم بر خاتم…
ای دل بسینه میطپی این اضطراب چیست
ای دل بسینه میطپی این اضطراب چیست جانت بلب رسیده دگر این شتاب چیست چون جام می بکف بود و لعل او لب جان شادکام…
ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا
ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا هی هی مکن تو غفلت برخیز و می بده ها پرده زرخ بیفکن بر گل گلاله بشکن…
اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی
اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی مشغول دوست بودن وز غیر بینیازی دوشم به گوش میخواند نی نکتهٔ حقیقت مطرب بیا بگردان این پردهٔ مجازی…
آن فتنه زانجمن چو برخاست
آن فتنه زانجمن چو برخاست شد قامت او قیامتی راست شنعت نزند بعشق بازان هر کس که زرمز عشق داناست بالای تو گر بلاست شاید…
امشب ایشمع انجمن افروز
امشب ایشمع انجمن افروز پر پروانه را زمهر مسوز تا بوصل تو خوش بود یکشب گو بسوزد دگر همه شب و روز بامدادش تو در…





