زخم‌ها از شیخ و زاهد بی‌حد و مر خورده‌ام

زخم‌ها از شیخ و زاهد بی‌حد و مر خورده‌ام تا شکایت بر در پیر مغان آورده‌ام گو مَنِهْ تا جم به سر ای مدعی کاندر…

Continue Reading...

زآن غنچه که از پرده به یک بار برآمد

زآن غنچه که از پرده به یک بار برآمد گلزار به جوش آمد گل زار برآمد کردند ز گل دوری مرغان گلستان تا آن گل…

Continue Reading...

روزگاری‌ست که افلاک به کین می‌گذرد

روزگاری‌ست که افلاک به کین می‌گذرد کار عشاق به دور تو چنین می‌گذرد چند گویی که مه از بام فلک می‌تابد بنگر آن ماه که…

Continue Reading...

رفته صبا پیرامنش کز خواب بیدارش کند

رفته صبا پیرامنش کز خواب بیدارش کند وز گل کند پیراهنش ترسم که آزارش کند سوزد کلیم از طور اگر خاکش دم از ارنی زند…

Continue Reading...

دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود

دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود وقتی اگر که بوده در ایام ما نبود گفتی وفا بدهر چو سیمرغ و کیمیاست جستیم کیمیا…

Continue Reading...

دوست بیدوست بگلشن بتماشا نرود

دوست بیدوست بگلشن بتماشا نرود گو سکندر سوی ظلمات بتنها نرود چون بگیسوی تو منسوب بود شام فراق به که ناید سحر و این شب…

Continue Reading...

دلا ز عشق مجاز از چه مهر برکندی؟

دلا ز عشق مجاز از چه مهر برکندی؟ حقیقتی به کف آور که باز پیوندی بیا که تخم امیدم هنوز در دل هست اگر تو…

Continue Reading...

دست ساقی آتش افکنده در آب

دست ساقی آتش افکنده در آب کاتشم بر جان زد این جام شراب دفتر تقوی بآب می بشوی نیست درس عشق محتاج کتاب مستی و…

Continue Reading...

در کمندم فکنده صف شکنی

در کمندم فکنده صف شکنی نقدم از کف ربوده سیمتنی سخت بازو و عربده جوئی صف شکن جان شکار راهزنی غیر زلفش ندیده کس که…

Continue Reading...

در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن

در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن زیرا که نیست بر لب تو راهبر سخن عاشق بهیچ قانع یعنی به آن دهان افتد بشک…

Continue Reading...