زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم

زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم کنار از بحر نتوانم که رفت از دست پایابم دلم بربود و دین فرسود و جان…

Continue Reading...

زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث

زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث قامت خم شده را آن قد موزون باعث نافه زلف تو دلرا سبب ناسور است پی خون خوردنم…

Continue Reading...

زاهد ز آب میکده پرهیز می‌کنی

زاهد ز آب میکده پرهیز می‌کنی تیغ ریا به سنگ فسون تیز می‌کنی رطل گران ز باده چو لبریز می‌کنی دل را ز موج فتنه…

Continue Reading...

ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه

ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه مگس چندانکه مردم را نظر بر تنگ شکر نه مرا گفتی شبی آیم به خوابت دیده بربستم ولی…

Continue Reading...

رفتی و سایه صفت دلشدگان دنبالت

رفتی و سایه صفت دلشدگان دنبالت تا کجا سایه دهد سرو همایون فالت گرچه صورتگر اوهام ببندد هر نقش حاش لله که بگنجد بگمان تمثالت…

Continue Reading...

دین و دل ای سیم‌تن تنها نه از من می‌بری

دین و دل ای سیم‌تن تنها نه از من می‌بری با چنین رو دل ز سنگ و روی آهن می‌بری می‌کنی اندر شبستان خم زلفت…

Continue Reading...

دوستان دلبر بدست افتاد دستی برزنید

دوستان دلبر بدست افتاد دستی برزنید زآن می کهنه بیارید و زنو ساغر زنید دست افشان پای کوبان بذله سنج و نغمه خوان چشم بگشائید…

Continue Reading...

دلم بهرزه بسودای خام افتاده

دلم بهرزه بسودای خام افتاده زحرص دانه کبوتر بدام افتاده چگونه طبل نهانی زنم بزیر گلیم مرا که طشت حریفان زبام افتاده تو را که…

Continue Reading...

دل به بر داشت فغانی و گمان کردم

دل به بر داشت فغانی و گمان کردم که به غوغای جرس قطع بیابان کردم رفت چون برق ز ره محمل لیلی مجنون از چه…

Continue Reading...

در نهایت نظری بود باغیار امشب

در نهایت نظری بود باغیار امشب که زتب سوخت چو شمعم دل بیمار امشب بشب دیگرت این سوزن درون شرح دهم که مبادا بدرد پرده…

Continue Reading...