غزلیات آشفتهٔ شیرازی
آدمی وار عیان گشت و پری وار برفت
آدمی وار عیان گشت و پری وار برفت از پسش جامه دران خلق بیکبار برفت تا صبا نافه زچین سرو زلفش بگشود مشک خجلت زده…
یا ندیمی هذه شیئی عجاب
یا ندیمی هذه شیئی عجاب قداتیت سائلان این الجواب در منی و نیستی در من عجب عکس اندر آینه یا مه در آب تا به…
وصال دوست بمحشر زبس یقین دارم
وصال دوست بمحشر زبس یقین دارم بزندگانی خود چون رقیب کین دارم برای اینکه بپوشم بعیب خود پرده هزار دلق ملمع در آستین دارم چو…
هرکه ما را خراب میداند
هرکه ما را خراب میداند نه خطا بر صواب میداند عارفان سرخوش از خم توحید گرچه شیخ از شراب میداند هرکه دیده است موج لجه…
هر کرا خواندی از نکویانش
هر کرا خواندی از نکویانش لاجرم نیست عهد و پیمانش هر که سرو و گلش در ایوانست نرود دل بسوی بستانش چشم هر کاو بر…
نوبهار است و عروس گل کشید از رخ نقاب
نوبهار است و عروس گل کشید از رخ نقاب رخت عیش از کاخ اندر باغ آور با شتاب عندلیب از شاخ گلبانگ صبوحی میزند یعنی…
نقش یوسف تا بکی نقاش بر دیوارها
نقش یوسف تا بکی نقاش بر دیوارها یوسف ار داری بیاور بر سر بازارها باغبانا گر تو بیرون میکنی ما را زباغ بوی گل شاید…
نار ابراهیم شد نور کلیم
نار ابراهیم شد نور کلیم کرد حادث یار اطوار قدیم عرش شد لوح و قلم کرسی وامر کن رقم زد شد عیان نار و نعیم…
منظر روی بتان قبله اهل نظر است
منظر روی بتان قبله اهل نظر است نظر پاک بکعبه است نه جای دگر است گر مراد تو زدیده است همان حلقه چشم نرگس باغ…
ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او عقل هزیمت نمود از دم شمشیر او دل به یکی غمزه رفت عربده از نو مساز ملک…





