ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری

ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری ای کاتب دیوان قضا از تو دبیری روح القدس از فیض تو آراسته شهپر جبریل کدامست زکوی تو سفیری…

Continue Reading...

ای شه کون و مکان ای علی عمرانی

ای شه کون و مکان ای علی عمرانی که گدایان تو را عار بود سلطانی دل ما جلوه گه تست نباشد عجبی زآنکه خورشید فزون…

Continue Reading...

ای دل بیا و نقش بتان بر کنار نه

ای دل بیا و نقش بتان بر کنار نه بربط بهل به مطرب و می بر خمار نه عذرا بده به وامق و شیرین به…

Continue Reading...

ای جنت جاوید ز رخسار تو بابی

ای جنت جاوید ز رخسار تو بابی دلداری و خوبی ز صفات تو کتابی گلبرگ چمن آب ز رخسار تو بگرفت سنبل خورد از حلقه…

Continue Reading...

ای آفت دین و خصم اسلام

ای آفت دین و خصم اسلام ای فتنه دهر و شور ایام ای رهزن پارسا و زاهد ای صوفی شهر از تو بدنام گفتی که…

Continue Reading...

آن می که از شعاعش آتش زند زبانه

آن می که از شعاعش آتش زند زبانه درده سحر که دارم درد سر شبانه زآن آب شادی افزا غم را بشوی از دل کاتش…

Continue Reading...

آمد زدرم خراب و سرمست

آمد زدرم خراب و سرمست شیشه بکف و پیاله در دست زان فتنه که کرده بود برپا کردیم هزار سعی و ننشست از منظر خوب…

Continue Reading...

اگر زلف دلاویزش صبا وقتی برافشاند

اگر زلف دلاویزش صبا وقتی برافشاند هزاران سلسله دلرا بیک جنبش بجنباند اگر افتد بدست آن طره طرار صوفی را بوقت وجد بر کون و…

Continue Reading...

آفتاب طلعتت را زلف مشکین شد سحاب

آفتاب طلعتت را زلف مشکین شد سحاب عز من قال ان شمس قد توارت بالحجاب گفتمش یا لیت بودی خاک راهت سر بگفت قد یقول…

Continue Reading...

از شوق گل رویت رفتم به گلستان‌ها

از شوق گل رویت رفتم به گلستان‌ها همرنگ رخت یک گل نشکفته به بستان‌ها از خار جفا بلبل مجروح ببوی گل گلچین به طرب از…

Continue Reading...