هر که ببازار عشق آرد جنس وفا

هر که ببازار عشق آرد جنس وفا من شومش مشتری جان دهمش دربها گر تو درآئی بدیر کعبه مقبل شود ور تو روی از حرم…

Continue Reading...

هر رهروی که خار مغیلان بپای اوست

هر رهروی که خار مغیلان بپای اوست دیدار کعبه مرهم زخم و دوای اووست نفی مکان بدیهی عقل است و ای عجب آنرا که جای…

Continue Reading...

نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم

نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم نه عهد با تو که پیمان به میْ‌کشان بستم اگرچه رشته جان بافته به مهر جهان بریدم از…

Continue Reading...

نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان

نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان به خطا چه می‌پسندی که عبیر گردد ارزان بسپهر بزم مستان بنگر بجام و ساقی که گرفته با…

Continue Reading...

مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم

مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم گوشه مسجد و سجاد و منبر گیریم یازده ماه دیگر معتکف دیر شدیم جای در کعبه در این…

Continue Reading...

من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی

من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی دیده هدف اگر به نشان تیر میزنی ساقی بدست جام می و در کمین دین مطرب تو…

Continue Reading...

مغان به پیش بتی گر شبی سلام کنند

مغان به پیش بتی گر شبی سلام کنند به پیش خویش همه هندوان غلام کنند ولی تو بت چو درآئی بسومنات از ناز بتان بسجده…

Continue Reading...

مژده ای دل که اویسی ز قَرَن می‌آید

مژده ای دل که اویسی ز قَرَن می‌آید بوی رحمٰن به من از سمت یمن می‌آید عشق چو نور نبی در دل من جلوه‌گر است…

Continue Reading...

مرا جز عشق و سودای تو دین نیست

مرا جز عشق و سودای تو دین نیست که در آیین ما دین غیر از این نیست کمانداری در این لشکر ندیدم که جان خسته‌ای…

Continue Reading...

محتسب چند ز کین شیشه ما می‌شکنی

محتسب چند ز کین شیشه ما می‌شکنی شرم کن از می اگر رحم به ما می‌نکنی دل ما شیشه ما عشق ازل باده او حرم…

Continue Reading...