غزلیات آشفتهٔ شیرازی
خوب باشد گر ز خوبان سر زند کردار زشت
خوب باشد گر ز خوبان سر زند کردار زشت احولی باشد که کس زشتی ببیند در بهشت گر تو در کعبه نباشی ای بدا حال…
خرقه صورت بسوزان کسوت معنی بپوش
خرقه صورت بسوزان کسوت معنی بپوش از خم کثرت برآی و ساغر وحدت بنوش گرچه از کوشش نگردد هیچ زنگی روسفید تا توانی در صفای…
حسن بدیع تو ای خجسته شمایل
حسن بدیع تو ای خجسته شمایل فتنه ایام گشت و شور قبایل بار دل عاشقانت زلف دو تا کرد ورنه نبودی بدین صفت تمایل از…
چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان برخیز جان فدا کن در پای پاسبانان گفتم که کفر بر دین چربید و عشق بر عقل…
چه خونها ریختی ساقی ز چشم فتنهانگیزت
چه خونها ریختی ساقی ز چشم فتنهانگیزت چه دلها در کمند افکنده زلفین دلاویزت ز خفتان بگذرانی تیر غمزه با چه چالاکی که رویینتن سپر…
چنان پیش رخت مهر منیر از تاب میافتد
چنان پیش رخت مهر منیر از تاب میافتد که در مهتاب وقتی کرمکی شبتاب میافتد رگم ببریدی و پیوند جان شد با تو محکمتر که…
جلوه صبح ازل یک پرتوی از روی اوست
جلوه صبح ازل یک پرتوی از روی اوست تاری شام ابد اندر شکنج موی اوست قاب و قوسین و کمان رستتم و تیغ دو سر…
تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی
تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی که دستان ساز شد هر بلبلی بر طرف بستانی نشان از خیمه لیلی در…
تو را سری در آن موی میان هست
تو را سری در آن موی میان هست در آن سرت بهر مو یک نشان هست شبم تار است بی خورشید رویت اگر صد ماهرو…
تا مهم از خانه سر بر میزند
تا مهم از خانه سر بر میزند آفتابش بوسه بر در میزند شکوه از صیادم این باشد که تیر تا چرا بر صید دیگر میزند…





