غزلیات آشفتهٔ شیرازی
عقرب زلف کجت بماه قرین است
عقرب زلف کجت بماه قرین است ما رسیه خازن بهشت برین است زهره چنگی که مشتریست غلامش مشتری آن غلام زهره جبین است گفتمش از…
عرش بر آستان او پست بود زکوتهی
عرش بر آستان او پست بود زکوتهی آنکه گدای کوی او دست فشاند بر شهی ماه سپهر آگهی مایه کسوت و مهی شیر خدا علی…
ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو
ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو کاز نسیم صبح آمد بوی تو از چه دارد نافه در جیب و بغل گر صبا نگشوده چین موی…
شیوه لاله رخان گر همه جور است و جفاست
شیوه لاله رخان گر همه جور است و جفاست شکوه در مرحله عشق زمعشوق خطاست همگی عین صوابست خطای معشوق میشمارند وفا گرچه همه جور…
شعاع آن مه نو چون به طرف بام میافتد
شعاع آن مه نو چون به طرف بام میافتد به پابوسش ز بام چرخ ماه تام میافتد بتی درد که بر رخسارهاش کعبه بود طایف…
شب فراق درآمد برفت روز وصال
شب فراق درآمد برفت روز وصال چو نیست پیکر مطبوع ما و شخص خیال بدیده سرمه توان کرد خاکپای جمال اگر که لیلی ما پرده…
سنبل باغ شانه زد گیسو
سنبل باغ شانه زد گیسو دی برون برد رخت و شد یکسو جسته از خواب نرگس بیمار با بنفشه نشسته هم زانو زیر لب خندخند…
سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم
سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم باز غوغا کن و سودا شو و بازآبسرم سر بی شور نگنجد به تن عاشق مست خبری زآمدنت…
ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را
ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را مطرب بنواراست کن آن ساز طرب را افسر دگر از سردی خون برگ و پی گرمی بده از…
زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم
زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم کنار از بحر نتوانم که رفت از دست پایابم دلم بربود و دین فرسود و جان…





