غزلیات آشفتهٔ شیرازی
آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش
آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش خون دو عالم ار خورد من نکنم ملامتش جلوه بباغ اگر کند تازه نهال قامتش سرو سهی زجا رود…
آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش
آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش بخت آن کو که به تدبیر کنم تسخیرش دل سرای تو و ویران تر از او جائی…
آمد بگفتار آن لعل دلخواه
آمد بگفتار آن لعل دلخواه حل شد معمی الحمدلله نیکست انجام ایجان ناکام کامشب بکام است آن لعل دلخواه ببردت زتلبیس از راه ابلیس ره…
اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد
اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد کفایت خرمن کون و مکان را یک شرر باشد ندیدی حالت یعقوب و حسن ماه کنعان را…
از وصل روی جانان امشب چو کامکاری
از وصل روی جانان امشب چو کامکاری شکوه ز بخت حیف است گر بر زبان برآری شربت بود چو گیری از دست دوست حنظل عزت…
از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم
از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم عقده نقطه موهوم شود حل پیشم تا زابروی کجش یافته ام خط امان از کجیهای تو ای چرخ…
ابرویت چیست مد بسم الله
ابرویت چیست مد بسم الله صورتت سوره کتاب الله قرب جو در جوار حق چندان که نگنجد جواب غیر الله صورت خویشتن اگر بنهی زآینه…
یار با ما در انجمن باشد
یار با ما در انجمن باشد عیش خلوت نصیب من باشد نفس سالک اگر بود سیاح گو سیاحت در انجمن باشد گفت روح الله مجرد…
وقتی زفراق رنجه بودم
وقتی زفراق رنجه بودم صبر دل خسته آزمودم دیدم سر عاشقان کنی گوی منهم بهوس سری نمودم خوش آنکه بکار زار عشقت چوگان تو همچو…
همچو یعقوب ز نو مصلحتی ساختهام
همچو یعقوب ز نو مصلحتی ساختهام تازه نرد نظری با پسری باختهام به هواداری آن طرفه غزال چینی دام در رهگذر آهویی انداختهام تا چه…





